حقوق وکیل و موکل از بهارستان تا پائیزستان

 

گرانی مایحتاج زندگی ، گرانی لحظه به لحظه مواد غذایی ، هزینه های نجومی اجاره مسکن ، هزینه های کهکشانی بهداشت ، درمان ، آموزش و از آن سو حقوق ثابت و بسیار ناچیز کارمندان و کارگران ، دغدغه هایی است که این اقشار ضعیف جامعه بدان گرفتار شده اند.  

خط فقر ، زشت ترین ، هولناکترین ، ترسناکترین و تأسف بارترین خطی است که کارمندان و کارگران این روزها شکل و قواره منحوس آن را هر لحظه و هر ثانیه می بینند و رنج می برند.

آرزوی این قشر مظلوم جامعه که ناعدالتی را در نظام  هماهنگ پرداخت حقوق و مزایا ،   در زندگی خود حس ولمس می کنند ، این است که ای کاش نمایندگانشان حتی برای یک ماه با حقوقی به اندازه کارمندان و کارگران زندگی را می گذراندند تا زشتی و فلاکت خط فقر را به چشم می دیدند و در بهارستان فکری بهاری می کردند.

این توقع زیادی نیست که وکیل درد و مشکلات موکلش را درک کند  و برای آن راه حل ارائه دهد ، وکیل وقتی پول شهریه فرزند دانشگاه آزادیش را نداشت ، وکیل وقتی قدرت خرید اندکش برای گوشت و مرغ  و تخم مرغ و...هر لحظه کم شد ، وکیل وقتی پول درمان دندان کرم خورده فرزندان و آب مروارید چشمانش را نداشت ، وکیل وقتی با دست خالی شرمسار به منزل رفت ، وکیل وقتی سرزده به بیمارستانی رفت و اطلاعیه های کلیه فروشی را دید ، وکیل وقتی با تمام حقوق عمرش نتوانست رگ های کرونر قلبش را باز کند ، وکیل وقتی آرزوی زیارت بارگاه امام رضا ( ع)  ، بخاطر هزینه های سرسام آور مسافرت بر دلش مانده است ، وکیل وقتی با شکم گرسنه سر بر بالین گذاشت ، وکیل وقتی برای خرید گوشت و مرغ وام از اداره گرفت  و در پرداخت اقساطش درمانده ماند ، وکیل وقتی ... ، آنوقت می داند فاصله وکیل و موکل ، چه فاصله دوردستی است ، این فاصله همان خط فقری است که وکیل باید بهتر از هر کس دیگر آن را تعریف کند و در نابودیش قانون وضع کند .

 من بر خلاف بعضی ها به حقوق شما خرده نمی گیرم و اعتقاد دارم برای اینکه با فراغ بال در مجلس به فکر مردم و زندگی آنان باشید باید بیش از این هم بگیرید ، البته مشروط به اینکه برای موکلان خودتان نیز این حق را قائل باشید که به مانند شما حقوق بگیرند و زندگی کنند.

در خبرها آمده بود: حقوق یک نماینده مجلس دو میلیون و 500 هزار تومان است و حدود 5 میلیون تومان هم به عنوان مزایا در فیش حقوقی نفیس نمایندگان ثبت می شود، یعنی در مجموع هفت میلیون و 500 هزار تومان در ماه به فیش مبارک حقوقی آنان وارد می شود ، البته در همین خبر آمده است : یک ماشین صفر کیلومتر پژو یا سمند نیز در اختیار نماینده قرار می گیرد تا طی 4 سال با پرداخت هزینه خودرو ، ان ماشین را برای خود خریداری کرده و یا به مجلس باز گرداند،  به گزارش این منبع خبری ( خبرگزاری دانشجو ) تعدادی زمین برای نمایندگان و کارکنان مجلس در بعضی نقاط شهر ( سوهانک ) در نظر گرفته شده تا با دادن یک پیش پرداخت به صورت اقساط  در اختیارشان قرار گیرد.

اگر یادتان باشد چندی قبل شما نمایندگان با رای همین مردم به مجلس رفتید و این ارقام و اعداد نجومی را همین مردم برای شما رقم زدند تا شاید فرجی شود  وخط زشت فقر را خط خطی بکنید و دور بیندازید.

نوش جانتان ، اگر از من نظر می خواستند که حقوق نماینده ات در مجلس چقدر باید باشد ؟ شاید من دو تا 3 میلیون دیگر نیز  تحت عنوان ( اتاق فکر نمایندگان ) به آن اضافه می کردم تا با فراغ بال و آسایش و آرامش بیشتر در این اتاق فکر حضور یابید و به موکلان خود و به زندگی آنان فکر می کردید.

آنوقت در این اتاق فکر به زندگی یک کارمند که در شرف بازنشستگی می باشد و پس از 30 سال حتی یک هفتم شما حقوق ندارد نظری می انداختید که چگونه و با چه شرمساری در مقابل اهل منزل زنده بودن را با خفت و خواری یدک می کشد !

من این نوشته را به دست وکیلم می رسانم ، تا بداند موکلش در اعماق خط فقر چگونه دست و پا می زند ، تا بداند موکلش درس های زمان محصلیش در باره تنازع بقا را  چگونه تجربه می کند ، تا بپرسد چرا یک لیسانس در این طرف خیابان 400 هزار تومان حقوق می گیرد و یک لیسانس در آن طرف خیابان 4 میلیون تومان ، تا بپرسد فرق کارکردن در شرکت و اداره چیست که کارمند فلان شرکت با لیسانس باید حقوق چند میلیونی بگیرد و کارمند فلان اداره با لیسانس حقوق چند صد هزار تومانی ؟

من این نوشته را به دست وکیلم می رسانم تا در نطق پیش از دستور با صدای رسا بخواند و به گوش دیگر همکارانش برساند که بین وکیل و موکل فاصله ای به اندازه بهارستان تا پائیزستان است ، این فاصله بین فیش های حقوقی وکیل و موکل 7 میلیون تومان می باشد ، حرف من این است که فرزند من نباید این فاصله را حس کند ، فرزند من و وکیلم هر دو معمار آینده این مرز و بومند ، فرزند من هم بمانند فرزند شما دوست دارد پدرش شرمسار به خانه نیاید ، فرزند من هم بمانند فرزند شما دوست دارد پدرش پول درمان  بینایی جشمانش را داشته باشد ، فرزند من هم به مانند فرزند شما دوست دارد ازدواج بکند ، خانه داشته باشد ، زمین داشته باشد ، فرزند من هم به مانند فرزند شما دوست دارد مسافرت برود ، پس انداز داشته باشد ، فرزندمن هم ....

من این نوشته را به دست وکیلم می رسانم ، تا بداند حقوق بگیران چگونه در فرسایش و بی ارزشی پول ملی کشور  ، روز به روز فقیرتر و قدرت خریدشان اندک می شود ، تا  وکلیم زندگی را در فاصله فیش حقوقی من و خودش برایم تعریف کند.

 جناب وکیل ! من تا به حال خط های زیادی را دیده ام ، خط شکسته ، خط نستعلیق ، خط راه آهن ، خط فکری، خط راست ، ولی خط فقر ، بدترین و زشت ترین خطی هست  ، که تا کنون دیده ام ، این خط  زندگی من و فرزندانم را خط خطی کرده است ، من کارمند در شرف بازنشستگی در مادون این خط در حال دست و پازدنم ! در بهارستان این خط زشت و بدقواره را از بین ببرید ، به فیش حقوقی من وخودتان نظری بیندازید ، حداقل با حقوق من در روی یک برگ کاغذ برای یک ماه زندگی کنید و ببینید آیا امکان دارد؟     حمید هرندی

 

 

مردم شهرستان بافت فردا به استقبال قهرمان جهان می آیند

 

پیمان نصیری بزنجانی قهرمان دو 1500 مترپاراامپیک فردا وارد استان کرمان می شود

پیمان نصیری بزنجانی فردا دوشنبه 20/6/1391 ساعت 5/9 صبح وارد فرودگاه کرمان می شود

این قهرمان همشهری و سایر قهرمانان هم استانی تا ساعت 3 بعداز ظهر در برنامه هایی که مقامات استان برای آنان ترتیب داده اند ، حضور پیدا می کنند .

مراسم استقبال مردمی ساعت 5/10 صبح در چهار راه تهماسب آباد با حضور مردم کرمان برگزار می شود.

هم اکنون در گفت و گویی که با معاون فرماندار بافت داشتم ، مراسم استقبال از این قهرمان نام آور هم شهری  در شهرستان بافت به شرح زیر اعلام می شود:

حسینی معاون فرماندار بافت اعلام کرد : در مراسم استقبال از این قهرمان در کرمان شرکت می کنیم و سپس ساعت 3 بعد از ظهر به اتفاق این قهرمان جهان به سمت شهرستان بافت حرکت می کنیم.

پیمان نصیری بزنجانی با توجه به اینکه قبل از اعزام به المپیک ،  در امامزاده سید فقیه الدین حضور پیدا کرده است و قصد و نیت کرده که در بازگشت نیز در ابتدا در این امامزاده حضور پیدا کند ، مراسم استقبال از این قهرمان از ساعت 5 تا 7بعداز ظهر در همین امامزاده برگزار می شود.

 قبل از حضور در امامزاده  ، حدود ساعت شانزده و چهل و پنج دقیقه  فردا  ، در سه راهی بیدان مراسم استقبال مردمی را با حضور همه همشهریان بافتی از این قهرمان جهان بجا خواهیم آورد.

امیدواریم با استقبال بی نظیری که مردم شهرستان بافت از این قهرمان جهان بجا می آورند ، اندکی از زحمات و تلاش های طاقت فرسای  این افتخار شهرستان بافت  جبران شود و خاطره ای بیاد ماندنی در تاریخ ورزش این شهرستان رقم بخورد.

بار دیگر قهرمانی پیمان نصیری بزنجانی را به خانواده محترم ایشان ، به مردم بزرگوار بزنجان و مردم شهرستان بافت تبریک عرض می کنیم.  بافت فردا قهرمان خودش را در آغوش می گیرد.

پیمان نصیری بزنجانی بر سکوی طلای پارا المپیک لندن

 

بنگر شهر بزنجان چه به خود می بالد

پیمان جان ،  من هم به مانند دیگر هموطنان ، وقتی نخستین کسی بودی که از خط پایان مسابقات دو 1500 متر کلاس  t20 ( کم توانان ذهنی ) گذشتی ، خوشحال شدم و اشک  ، نثار همتت کردم ، وقتی مدال طلا بر سینه ستبر تو آویزان شد می دانی به چه فکر می کردم ؟

 دلم می خواست ، آن را برای لحظاتی  از تو قرض می گرفتم و بر جای جای بزنجان  می کوبیدم ، آویزان می کردم تا بزنجان غرق در طلا شود ، تا بزنجان  غرق در صفا شود ، بزنجان این روزها با نام تو و با طلای تو در جهان همراه شده است ، هرکجا از قهرمان دو 1500 متر پاراالمپیک لندن نامی برده شود ، نام بزنجان هم می آید ، تو این روزها سفیر بزنجان و بافت محروم هستی .

 اجازه بده حلق آویز طلای تو را این روزها همه همشهریان بافتیت به گردن بیندازند، باور کن طلای تو بهترین مرهمی است که این روزها برای التیام زخم ها  و دردهایمان به آن نیاز داریم ، به در و دیوار شهر نگاه کن ، به حرف و حدیث های بدخواهان بافت گوش فرا ده ، ببین چقدر طلای تو آراممان می کند .

پیمان جان ، می دانی این روزها چقدر به تو و همشهری بودن با تو افتخار می کنیم ، وقتی در نخستین گفته هایت پس از کسب مدال طلا ، اظهار خوشحالی کردی که توانسته ای زحمات خانواده ات را جبران کنی و زمانی که به افتخار مردم ایران دور افتخار زدی ، غرورم بیشتر شد که یک همشهری در اوج افتخار چگونه رفتاری دارد.

پیمان جان ،  اهل منزل ، مردم بزنجان و بافت منتظرند تا به نحوی شایسته از تو استقبال کنند ، بنگر شهر بزنجان چه به خود می بالد.

خبر کسب مدال تو را یک بار دیگر به اطلاع مسوولان شهرستان بافت می رسانم تا هر چه زودتر با برنامه ریزی های لازم و راه اندازی کمیته استقبال از تو آماده شوند ، خبر این است :

پیمان نصیری بزنجانی مدال  طلای دو 1500 متر کلاس t 20 پاراالمپیک لندن را به گردن آویخت.

قدر مسلم فرماندار شهرستان بافت ، کمیته  اسقبال و تجلیل از این قهرمان جهان را با  ترکیب : شورای شهرستان ، شهرداری بافت و بزنجان، نیروی انتظامی ، تربیت بدنی شهرستان ، اصحاب رسانه ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، نهادهای مردمی و...تشکیل خواهند داد تا به نحوی شایسته از این قهرمان جهان استقبال و تجلیل به عمل آورند.     حمید هرندی

 

دومین جشنواره گردوی شهرستان بافت برگزار نمی شود

 

این جشنواره سال قبل در 24و 25 شهریور ماه در منطقه کیسکان بافت برگزار شد و انتظار می رفت دومین جشنواره گردوی شهرستان بافت در همین منطقه یا جایی دیگر از شهرستان بافت برگزار شود.

فعال نبودن دبیرخانه جشنواره ، بی انگیزه بودن تنی چند از مسوولان برگزارکننده ، عدم پیگیری مصوبات نخستین جشنواره ،   عدم بررسی نقاط قوت و ضعف نخستین جشنواره ، عدم ارتباط با مطبوعات و اصحاب رسانه ، عدم رایزنی و ارتباط با مقامات مسوول در طول سال ، اختصاص ندادن یک ردیف اعتباری ویژه  برای برگزاری هر ساله جشنواره  ، تعریف نکردن برگزاری این جشنواره در وظایف کاری خود و عدم ثبت این جشنواره در شناسنامه توسعه بافت و در آخر میدان را خالی کردن  و عدم استفاده از پست و منزلت اداری خود دلایلی بود که باعث شد این جشنواره در شهرستان بافت در سال جاری برگزار نشود.

این دلایل بهانه هایی بود که شهرستان سرسبز و گردوخیز رابر، این همسایه باصفا با تلاش فرماندار خود آستین ها را بالا بزند و با توجه به پتانسیل هایش تقاضای دومین جشنواره را مطرح کند.

طبیعی بود که عدم برگزاری دومین جشنواره گردوی شهرستان بافت از سوی مسوولان این شهرستان خوشایند نباشد و به مذاق فعالان فرهنگی شهرستان بافت خوش نیاید و  همه توان خود برای برگزاری این جشنواره بکار بندند.

در این رهگذر دوستانی بودند که در نوشته ها و گفته هایشان خط کش مقایسه را برداشتند و حتی فسفر و مغز گردو  دو شهرستان را سبک و سنگین کردند و غافل از این بودند که عزیزان و دوستان رسانه در بافت حرفشان چیز دیگر بود و بحث رابر به هیچ وجه مطرح نبود ، کما اینکه در بعضی گفته ها حرف از بردسیر نیز به میان می آمد.

بهرحال بنا بر تصمیم مسوولان که جای تقدیر هم دارد ، این جشنواره امسال با توجه به حساسیت هایی که بوجود آورد، برگزار نمی شود .

 انتظار داریم : با توجه به شوق و انگیزه ای که برگزاری جشنواره ها در استان کرمان  بوجود آورده است ، مقامات ارشد استان برگزاری این جشنواره ها را برای هر شهرستان با توجه به ظرفیت ها و پتانسیل های آن شهرستان تعریف کنند  ، تا این تداخل برگزاری  و خدای ناکرده دلخوری ها و رنجش ها پیش نیاید.

خوشبختانه جای جای استان پهناور کرمان توان این را دارد  که جشنواره های متنوع  در هر نقطه و مکانش برگزار شود و هر شهرستان یک جشنواره را در شناسنامه کاری و توسعه خود تعریف کند.

در حال حاضر جشنواره خرمای بم ، جشنواره ارگ راین ، پسته رفسنجان ، گردوی شهرستان بافت و...برای خود شناسنامه ای را ترسیم کرده اند و امیدواریم دیگر نقاط این خطه پهناور نیز این چنین کنند.

     

جناب فرماندار از جشنواره گردو چه خبر ؟

 

روز 28 مرداد ماه در مراسم روز خبرنگار این پرسش را از شما داشتم که جشنواره گردوی بافت را در چه تاریخی برگزار می کنید ؟

قبل از آن روز از بی انگیزه بودن شما برای برگزاری جشنواره خبرهایی شنیده بودیم ، بی تحرکی دبیرخانه جشنواره را در یک سال دیده بودیم ، یک سال با اصحاب رسانه در خصوص جشنواره گردو و برگزاری دومین جشنواره آن سخنی به میان نیاورده بودید و آن شد که نباید می شد.

جناب فرماندار !

در این چند روز که دوستان  و یاران رسانه در تلاشی قابل تحسین به دفاع از جشنواره برپا خاستند ، جنابعالی چه تلاشی کردید ؟ با کدام یک از مقامات استان رایزنی کردید ؟ قبول دارید این چند روز تنی چند از دوستان بیش از شما خون دل خوردند و برای برگزاری جشنواره به هر در بسته ای کوبیدند و تلاش کردند.

خود من حداقل روزی یک بار با شما تماس داشتم ، رایزنی کردم و به حضور استاندار رفتم و سخن گفتم و عریضه نوشتم ، وب سایت " بافت شهر من " در این چند روز به وب سایت ( جشنواره گردو ) تبدیل شده است و دریغ از یک سخن امیدوار کننده از شما در این چند روز !

جناب فرماندار !

 برگزاری نخستین جشنواره گردوی شهرستان بافت ، در کارنامه خدمتی شما برگ سبزی بود که این روزها در حال خشک شدن است و با عرض پوزش اعلام می کنم : اگر موفق به برگزاری دومین جشنواره گردو نشدید ، این حق را برای خودم به عنوان یک شهروند بافتی قائلم که این برگ سبز را از کارنامه خدمتی شما برچینم و آن را در پستوه  اذهان و یادهای کشاورزان و گردوکاران محروم و مظلوم شهرستان بافت و دیگر اقشار مردم این منطقه ، جستجو کنم.

جناب فرماندار !

قول داده بودم دیگر در خصوص برگزاری جشنواره مطلبی ننویسم، ولی مگر می شود از دستان پینه بسته پیرمرد گردوکاری که اقتصاد خانوارش را به تنه گردو تکیه داده است ، سخن نگفت ؟

مگر می شود از پیرمرد منطقه گودال و سیف الدین  سخن نگفت که چگونه برای دردانه های سرما زده و خراط خورده اشک حسرت می ریزند؟

جناب فرماندار !

جشنواره فرصتی بود تا در شادی ها  و سرورها ، از ناملایمات سخن گفت ، در شادی های زودگذر یک روز، غم ها و زخم دل های کشاورزان و گردوکاران  را در سالیان متمادی دید ، توسعه و عمران را جستجو کرد ، مرز و بومت را به ایران و جهان معرفی کرد ، محرومیت ها را به مسوولان نشان داد ، راضی نمی شوم بگویم : این فرصت ها از دست رفت و در این از دست دادن فرصت ، شما بیشترین نقش را داشتید !

 ما نمی دانیم بر سر جشنواره گردوی شهرستان بافت چه آمد و چه کسان دیگری کوتاهی کردند و نقش داشتند ؟

جناب فرماندار !

مگر ما چه می خواستیم ،  آیا دلمان را خوش کرده بودیم که قیافه مجریان صدا و سیما را ببینیم ، آیا قصدمان این بود که یک روز خوش باشیم و شتر سواری کنیم و نان تیری بخریم و دوغ سر کشیم !

نه جناب فرماندار ، حداقل دوستانی که این چند روز اینگونه از جشنواره دفاع کردند ، اینگونه نبودند ، آنان در پس این جشنواره عمران و آبادی و توسعه را می دیدند ، آنان آنقدر دوراندیش بودند که اتاق های در بسته و سیاست زده و آنچه که درونشان اتفاق می افتاد را ندیدند ، آنان اعتبارشان را برداشتند و برای برگزاری دومین جشنواره هزینه کردند!

جناب فرماندار !

افسوس و صد افسوس ، که سیاست در گردوهای سخاوتمند این دیار نیز رسوخ کرد و برگزارکردن یا نکردن یک جشنواره به قول شما به سیاست کاری  وصل شد.

جناب فرماندار !

در این چند روز در حد توان ، برای برگزاری این جشنواره به اتفاق دوستان دیگر تلاش کردیم ، این جشنواره چه برگزار بشود و چه نشود ما پیروز و سربلند از آزمون بیرون آمدیم ، ما حرفمان را به گوش مسوولان رساندیم و خواسته هایمان را گفتیم.

در یکی از مطالبم دیدگان مردم را به شاهین ترازویی تشبیه کرده بودم که به عملکرد شما در برگزاری این جشنواره چشم دوخته اند.

و ای کاش بر زبانم جاری نمی شد این سخن : شما سربلند از این آزمون بدر نیامدید، من هنوز نمی دانم این جشنواره در کجا برگزار می شود ، ولی بی انگیزه بودن شما و عدم پیگیری هایتان را وقتی می بینم ، حکایت هایی را برای خودم تعریف می کنم که دلم نمی خواست من راوی آن باشم.

اگر جشنواره در شهرستان با طراوت رابر برگزار شد ،  دوست دارم نخستین کسی باشم که این موفقیت را به دوست ارجمند و همشهری فرهیخته ام جناب آقای دکتر مرادی فرماندار محترم شهرستان رابر تبریک بگویم  و از تلاش قابل تحسینش برای شهرستان رابر تقدیر کنم  ، برای مردم بزرگوار شهرستان رابر  این آرزو را دارم که جشنواره را به نحو احسن برگزار کنند و خیر و برکتش را برای گردوکاران و کشاورزان آن دیار خواستارم.

اگر در نوشته های این چند روز به شخص یا اشخاصی  اشاره کردم و رنجشی را سبب شدم ، امید عفو دارم زیرا خودشان می دانند که هدفم فقط و فقط توسعه شهرستان بافت بود و هیچ بغض و غرضی در کار نبود.

به دوستان جوان ، اصحاب رسانه و همشهریانی که این چند روز دلواپس برگزاری جشنواره بودند ، یک خسته نباشید و دست مریزاد می گویم ، تلاشتان قابل تقدیر و ستایش بود.

از فرماندار شهرستان بافت گله مند و دلخور هستم و اگر ایشان بیشترین نقش را در برگزاری نخستین جشنواره گردو داشتند ، هزاران برابر در برگزار نکردن دومین جشنواره مقصرند ، از نماینده مردم بافت در مجلس شورای اسلامی و سکوتی که در این رهگذر داشتند نیز گله مندم ، از شورای شهر بافت  که حتی از اظهار نظر یک موردی نیز دریغ کردند ، نیز گله مندم.

در پیشگاه کشاورزان و گردو کاران شهر و دیارم بافت شرمنده ام ، باور کنید بیش از این نه توان داشتم نه مسئولیت و نه پشتیبان ، بهرحال فرماندار یک شهرستان باید پشتیبان و پشتوانه این جشنواره می بود، که متأسفانه دریغ شد .

 آقای بهروز می بایست در جلو باشند و ما در پشت سر ایشان ، ولی باید عرض کنم پس از دفاع از حق برگزاری دومین جشنواره در شهرستان بافت و رسانه ای کردن این موضوع ، این ماها بودیم که در جلو حرکت می کردیم و فرماندار در سکوت و سکون بودند و هیچ تلاش قابل ملاحظه ای مبذول نداشتند.

  من فرزند کوچکی بودم از شما که حرفتان را به بزرگان زدم، در هر جلسه و نشستی که این روزها در این خصوص برگزار شد حضور پیدا کردم و درددل شما را به گوش آنان رساندم.

در پیشگاه شما شرمنده ام ، در مقابل وجدان خود سربلند،

راستی ! جناب فرماندار

از جشنواره چه خبر ؟ از قرار معلوم ، شما از همه بی خبر تر هستید !   یا که خبر دارید و ما را در بی خبری گذاشته اید ؟         حمید هرندی

جوابیه انجمن  گردو یا جوابیه آقای حسین شهابی ؟

 

باور کنید نمی دانم این مطلب را برای انجمن گردو می نویسم یا برای شخص آقای حسین شهابی ؟

انتظار داشتیم در این جوابیه ، آقای شهابی انجمن نوپای گردوی استان را معرفی کند و در مطلبی دیگر به بیوگرافی خودشان بپردازند.

بهرحال جناب شهابی عزیز ، همشهرستانی بزرگوار  ، انتظار داشتم حال که نام جوابیه را بر مطلب یا بیوگرافی خود گذاشته اید ، به ابهامات ، شایعات و شائبه ها پاسخ می دادید.

قصد نداشتم بر جوابیه شما مطلبی را بنویسم ، زیرا خوشبختانه جنابعالی کار بنده را راحت کرده اید و ناخواسته بر گفته های من مهر تأئید زده اید و به همین خاطر تیتر وار به بعضی موارد اشاره ای می کنم.

1-از خطاب و عتاب گفته اید ، عتابی در کار نبوده و به عنوان یک برادر بزرگتر توصیه هایی را  در نخستین گام های شما در انجمن گفته ام  و مطمئنم وقتی آب از آسیاب افتاد ، به عصاره حرف های من می رسید.

2- بنده سن جشنواره را در حد سن تکلیف دانسته ام ، با کمال تشکر از شما که متذکر شده اید سن جشنواره 10 سال می باشد و در 10 سال قبل در بخشی از شهرستان بافت و در منطقه با صفای رابر  جشنی با نام گردو برگزار شده است و ما می توانیم ادعا کنیم که جشنواره گردوی بافت 10 ساله شده است.

3- من در کجای مطالب مورد اشاره شما بیوگرافی خودم را نوشته ام که جنابعالی اینگونه تمام قد به شرح بیوگرافی خود پرداخته اید؟

4- ما هم  کاستی های نخستین جشنواره گردو در شهرستان بافت را می دانیم ، البته این طبیعت کار هست و  اگر این جشنواره در تالار سران اجلاس هم برگزار شود ، ترافیک و نواقصی را در بر دارد ، حتماً جنابعالی برگزاری نمایشگاه کتاب کرمان و دیگر نمایشگاه ها و همایش ها را بیاد دارید که چه مشکلاتی را در بر داشته است ، خودتان هم می دانید در هر نقطه و مکان اگر جمعیتی برای یک روز و در ساعات مشخص وارد شوند ، قدر مسلم عوارض و مشکلاتی را در دامان خود دارد.

5- بحث فرماندار و مواردی را که در خصوص ایشان گفته اید ، به خود ایشان واگذار می کنم .

6- از بنده به عنوان " آتش بیار معرکه " یاد کرده اید ، خدا خیرتان بدهد که خودتان اظهار داشته اید : معرکه،

پس قبول کرده اید که معرکه ای شکل گرفته و معرکه بگیرانی در صحنه وجود دارند و من هم آتش بیار معرکه آنان هستم !

خوب  ! جناب شهابی ، محل و مکان برگزاری این معرکه کجاست ؟ معرکه بگیران چه کسانی هستند ، خوشبختانه من را نمی توانید در این معرکه جای بدهید ، چون نقش بنده را جنابعالی مشخص کرده اید !

جناب شهابی ، اگر اندکی بر احساسات خودتان غلبه کنید ، مشاهده می کنید که از قلم بقول خودتان یک دوست نویسنده ، آتش بر نمی تابد ، اگر هم بقول شما معرکه ای هست این قلم قصدش آرام کردن معرکه و آب پاشیدن بر آتش معرکه است ، باور دارم در آینده ای نه چندان دور ، شما هم به این باور می رسید.

7 – من هنوز هم  سبزی درختان همیشه سبز ارس منطقه گلوچار و هنزا را سرمه چشمان بیابانی خود می کنم و چشمه عروس را زیباترین عروس چشمه ها می دانم ، من درختان مخملین گنجان و قیچ و ارژن و انبوه درختان بنه رابر را از یاد نمی برم و بر این آب و هوا و مناطق با طراوت رابر عشق می ورزم و افتخار می کنم.

آهای اهالی آبادی ، من بسان سالیان قبل ، رابر و رابری را دوست دارم و بوجود دوستان اندیشمند رابری ام فخر می فروشم و این فرق دارد با اینکه من از برگزاری جشنواره گردو در بافت دفاع کنم و دوستدار این باشم که محل برگزاری این جشنواره مانند جشنواره گُل محمدی لاله زار جابجا نشود.

ای کاش ، این اتفاق در رابر افتاده بود و می دیدید چگونه جاذبه ها و دیدنی های افتخار آمیز رابر را خمیر مایه جوهر قلمم می کردم و از رابر ، این مرز و بوم زیبا دفاع می کردم.

8- از کانون هنر و نشر کتاب و سرودن شعر سخن گفته اید ، به وجود دوستی مانند شما  با این همه هنر و توانمندی افتخار می کنم و اگر این سعادت را داشته باشم ، در وب سایت شما را نیز به مانند دیگر فرهیختگان معرفی می کنم.

9- ما هم همین انتظار را از شما داریم که روح حاکم بر انجمن گردوی استان بر خرد جمعی استوار باشد و شما از انجمن و اهدافش سخن بگوئید نه از خودتان و بیوگرافی وکاستی های نخستین جشنواره گردو ، انتظار این بود انجمن گردو در رفع کاستی های نخستین جشنواره آستین ها را بالا بزند و به همت برگزارکنندگان بیاید .

10 – دوست گرامی ، من مطمئنم در اینده ای نه چندان دور ، مطالب این چند روز من را به شکل و برداشتی دیگر می خوانید و به این باور می رسید در این مطالب ، دوراندیشی هم جایی داشته است.

ای کاش اظهار محبت پایانی شما از دوست دیرینه و تقدیر ویژه شما از دو همکار مطبوعاتی ، بدور از طعنه و انتظار دیگر بود و قلم و نوشته های من را در معرکه مورد نظر خودتان آتشی  ، نمی پنداشتید، ذات هر انجمن آن هم در ابتدای راه باید بر اصول و معیارهایی غیر از این استوار باشد و بر پیشانی آن دوستی و محبت وعشق به خدمت در جای جای این استان تابلو شود.

و در آخر یک سوال ؟

اگر در این معرکه ! شما رابری نبودید  ومن هم بافتی نبودم ، شما به عنوان رئیس انجمن گردو آیا از برگزاری نخستین جشنواره گردو و محل برگزاری آن دفاع می کردید و انجمن را برای یاری و ارائه پیشنهادات و توصیه ها به کمک کردن گسیل می داشتید و بر مطالب این چند روزه من چگونه قضاوت می کردید؟

   راستی! بیائید شناسنامه هایمان را در جیب بگذاریم  و حق را بیرون بکشیم ، ببینیم کدام یک می توانیم یکدیگر را قانع کنیم.

 دوست دیروز و امروز شما حمید هرندی

جشنواره گردو در رابر ، یادواره گردو در بافت

 

کرم های خراط جشنواره گردو را هم خوردند ، این خاصیت گردی گردوست که جشنواره اش بین این شهرستان و آن شهرستان بچرخد ، چه توجیهی برای برگزارنکردن جشنواره گردو در بافت دارید؟  نقش محوری فرماندار در برگزاری مداوم این جشنواره در شهرستان بافت کجاست ؟ نقش رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان و نقش انجمن نوپای گردو در این ماجرا چیست ؟ قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را ؟ با هم بریم گردوبازی.....

این تیتر ها  من را گیج ومات کرده بود که کدام را برای این مطلب انتخاب کنم ؟ به همین راحتی جشنواره ای که  سن تکلیفی خود را می گذارند ، از شهرستان بافت برچیده شد و به شهرستان رابر رفت ، درست مانند چرخیدن یک گردو !

 نمی دانم چه کسی پاسخگوی برگزارنکردن دومین جشنواره گردو در بافت می باشد ، از فرماندار سوال کنم که در مطلب قبل پرسیدم و جوابی را نشنیدم ، از شورای شهر سوال کنم ، از نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی سوال کنم یا از شما مخاطبان که حتی زحمت یک نظر دادن زیر یک مطلب را بخودتان نمی دهیدتا مسوولان بدانند که چقدر این موضوع برای مردم اهمیت داشت و دارد !

بر فرماندار شهرستان رابر ، بر رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان ( که رابری هستند ) ، بر رئیس انجمن نوپای گردو ( که رابری هستند ) هیچ خرده ای نمی شود گرفت که چرا این جشنواره را به رابر بردند ، حتی باید به آنان دست مریزاد هم گفت و از تعلق و دلبستگی آنان به زاد و بومشان تقدیر کرد .

هنوز بر ما پوشیده است در جلسات مشترک فرمانداران بافت و رابر و رئیس سازمان جهاد کشاورزی چه گذشته است ؟ چرا این جشنواره مانند دیگر جشنواره ها در شهرستان بافت تداوم نداشت و چرا فرماندار شهرستان بافت برای برگزاری آن اصرار و پافشاری نکرده است ؟

بهرحال فرماندار به عنوان بالاترین مقام اجرایی شهرستان ، فرمان توسعه شهرستان را در بزرگراه توسعه و عمران به دست دارد و آن را به حرکت در می آورد ، این جشنواره می توانست بافت را تا حدودی در این بزرگراه رو به جلو به حرکت در آورد و شهرستان را معرفی کند، داشته هایش را به رخ بکشد ، نابسامانی ها و عقب ماندگی هایش را بروز دهد ، وزیر و وکیل و استاندار و..را به شهرستان بیاورد تا نقاط ضعف و قوت او را ببیند و در تصمیم گیری ها برای عمران و آبادیش برنامه ریزی اتخاذ کنند.

جشنواره بهانه ای بود تا صدا و سیما حداقل در یک برنامه یک ساعته بافت را در سطح کشور و منطقه معرفی کند و کاستی ها ، ضرورت ها و نیازهای یک شهرستان را به تصویر بکشد.

جشنواره اقتصاد نابسامان شهرستان را رونق می داد و یک شهر را بسیج می کرد تا برای پذیرایی از یک جماعت هزارن نفره خود را در تمام ابعاد آماده کند .

جشنواره بهانه ای بود که جماعت کوچ کرده از بافت ، به بهانه ای غیر از عید نوروز و ایام تاسوعا و عاشورا به خانه و کاشانه خود بیایند و دل را برای آن بسوزانند.

جشنواره گردو می توانست حداقل برای تولیدکنندگان گردو در سراسر کشور نام بافت را نیز برایشان تداعی کند ، همانگونه که این روزها تا صحبت از جشنواره گل محمدی می شود نام لاله زار بردسیر نیز با  آن همراه می شود.

بهرحال جشنواره فرصتی بود که از دست رفت ، در این فرصت سوزی  نمی شود به سراغ نماینده مردم بافت در مجلس شورای اسلامی رفت چون ایشان نماینده مردم رابر و ارزوئیه نیز می باشند و قدر مسلم  مردم بزرگوار رابر این روزها از برگزاری این جشنواره و کسانی که باعث برگزار ی آن در شهرستان رابر هستند ، راضی می باشند ، پس باید به سراغ فرماندار شهرستان بافت رفت ، چون نخستین جشنواره را ایشان در بافت برگزار کرد و همگان منتظر بودند دومین جشنواره با شکوه هر چه بهتر در شهرستان بافت برگزار شود.

به نظر من هیچ توجیهی از سوی فرماندار شهرستان بافت قابل قبول نیست ، چون شهرستان بافت نخستین جشنواره را برگزار کرده بود و دومین آن را نیز می بایست برگزار کند ، شنیده می شود نقش رئیس سازمان جهاد کشاورزی در این جابجایی پررنگ بوده است و البته نقش رئیس انجمن گردوی استان نیز تأثیرگذار بوده است ، اگر این دو مورد را در خصوص جابجایی محل برگزاری جشنواره قبول کنیم  ، بر فرماندار شهرستان بافت بیشتر می شود خرده گرفت که چرا یک انجمن نوپا با چهار پنج نفر عضو و حتی رئیس سازمان جهادکشاورزی استان در مقابل اراده فرماندار شهرستان بافت این توان را از خود نشان داده اند و چرا فرماندار شهرستان بافت به عنوان رئیس نخستین جشنواره گردو از حق شهرستان بافت بر اراده این دو مسوول فائق نشده است ؟

چه می شود در روزنامه اطلاعات سه شنبه 24 مردادماه ( شماره 25386) فرماندار شهرستان بافت در نشست کمیته برنامه ریزی این شهرستان اعلام می کند : دومین جشنواره گردو امسال در شهرستان بافت برگزار می شود و امروز در خبرگزاری ها از قول فرماندار شهرستان رابر اعلام می شود : جشنواره گردو در 23 و 24 شهریور ماه در رابر برگزار می شود !

در این ده روز چه گذشته است ؟ که محل برگزاری یک جشنواره که در تقویم و روزشمار یک شهرستان به ثبت رسیده بود جابجا می شود ، چه نیروی و خواسته ای از بالا بر این جابجایی دستور می دهد ، چه اراده و انگیزه ای  در این جابجایی نقش داشته است؟

 برای کدام یک از این  مسوولان (  استاندار ، نماینده مردم بافت ، رابر و ارزوئیه در مجلس شورای اسلامی ، فرماندار بافت ، فرماندار رابر ، رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان ، رئیس انجمن گردو ) می شود در این جابجایی نقش بیشتری را قائل شد؟

آقای بهروز فرماندار شهرستان بافت ، ما منتظر روشنگری شما در این قضیه هستیم ، گرچه هیچ توجیهی از سوی شما ما را قانع نمی کند .

ما انتظار داشتیم قاطعانه از برگزاری دومین جشنواره در شهرستان بافت دفاع می کردید و تحت هیچ شرایطی به جابجایی آن رضایت نمی دادید ، شما به دست خودتان خطی بر زحمات و تلاشهایتان در برگزاری نخستین جشنواره کشیدید .

 ما هنوز هم امیدواریم با رایزنی و تماس و مکاتبه از حق شهرستان بافت در برگزاری این جشنواره دفاع کنید .

 در خاتمه به عنوان همشهری سابق آقایان : مولایی رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان ، حسین شهابی رئیس انجمن گردوی استان ، خالویی رئیس صنایع روستایی سازمان جهاد کشاورزی و دیگر همشهریان مسوول شهرستان رابر یک گله و شکوه  دارم ، انتظار این بود شما همپا و همراه نخستین جشنواره باشید و توان و مسولیت خودتان را صرف برگزاری یک جشنواره دیگر  می کردید تا این دو شهرستان دو جشنواره را در طول سال برگزار کنند ، جناب مهندس مولایی نقش شما در جابجایی محل برگزاری جشنواره از همه پر رنگ تر است .

 البته باز هم می گویم : انتظار داشتیم و داریم این نقش در مقابل پست و مقام فرماندار بافت نمی بایست به چشم بیاید و حق این شهرستان بود تا دومین جشنواره را برگزار کند.   حمید هرندی

آخرین تلاش ها برای برگزاری جشنواره گردو در شهرستان بافت و احترام به گردوهای سخاوتمند در محضر استاندار

پس ازحضور در فرمانداری بافت و پیگیری برگزاری جشنواره گردو و شفاف گری هایی که از سوی فرماندار بافت مطرح شد ، به تعطیلی ایام عید فطر برخورد کردم ، این تعطیلی فرصتی بود تا در محیطی آرام و بدون تنش ،  با تنی چند از مسوولان به گفت و گو بنشینم و آخرین تلاشم  را برای برگزاری جشنواره گردوهای مرزو بومم بافت ، در محضر استاندار انجام دهم.

خوشبختانه در نخستین روزکاری بعد از تعطیلات ، دیدار با استاندار برایم میسر شد و به عنوان یک بافتی ، از محرومیت ها و مظلومیت های بافت برای ایشان سخن گفتم و از جشنواره گردوی و نقش آن در رفع پاره ای از محرومیت ها سخن گفتم و از حقی که با برگزاری نخستین جشنواره گردو برای شهرستان بافت در تداوم برگزاری این جشنواره در سال های متمادی دفاع کردم و در پایان مطلبی را که نوشته بودم تقدیم ایشان کردم .

استاندار در این دیدار با خوشرویی به حرف هایم گوش فرا دادند و مطلبم را گرفتند و با امیدواری از حضور ایشان مرخص شدم .

اقای استاندار !

 چرا جشنواره در یک شهرستان ، غمواره در شهرستانی دیگر ؟

اقای استاندار !

حال که  در برگزاری دومین جشنواره گردو این شائبه بوجود آمده است که محل برگزاری دومین جشنواره گردوی شهرستان بافت را محل تولد مسوولان مشخص می کند ، شما بر تداوم برگزاری این جشنواره در شهرستان بافت مهر تأئید بزنید و نگذارید با برگزاری این جشنواره در محلی دیگر حق مردم شهرستان بافت ضایع شود.

نخستین جشنواره گردو در سال قبل در شهرستان بافت با تلاش های شبانه روزی فرماندار ، مسوولان و مردم برگزار شد و در اذهان و یادها و در برگی از سند توسعه شهرستان بافت به ثبت رسید و اکنون که در حال مقدمات برگزاری دومین جشنواره گردوی شهرستان بافت بودیم نباید این اجازه داده شود تا در چند قدمی شهرستان بافت ، شهرستانی دیگر در سایه زحمات و تلاش های شبانه روزی مسوولان و مردم شهرستان بافت مبادرت به جابجایی محل این جشنواره  بکند و بر سر این سفره آماده پهن شده قرار بگیرد و بهره ببرد.

آقای استاندار !

می گویند : تنی چند از مسوولان با سیاست کاری و تعصب های بومی که نباید در وجود یک مسوول رخنه کند ، محل برگزاری این جشنواره را تغییر داده اند و موجی از نارضایتی را در شهرستان بافت سبب شده اند !

می گویند : جشنواره گردوی شهرستان بافت سکوی پرتاب عده ای شده است برای ارتقا و محبوبیت و شاید قصدی برای روز مبادا و جمع کردن آرا

می گویند : محل تولد چند مسوول این قدر پررنگ شده است که حق را در این رهگذر نمی شود از لابلای صفحات شناسنامه آنان دید !

می گویند : انجمنی که رسالتش ترویج مهر است و تعاون  این روزها مروج بومی بازی شده است و تفرقه .

می گویند : در جلسه ستاد برگزاری دومین جشنواره گردو از فرماندار شهرستان بافت ، صاحب اصلی این جشنواره دعوت به عمل نیامده است.

می گویند : رئیس یک سازمان که دیدش نه تنها به وسعت استان پهناور کرمان ، بلکه به وسعت کشور ایران باید باشد ، این روزها فقط صفحه نخست شناسنامه و محل تولدش را می بیند.

می گویند : خوشبختانه شهرستان رابر با جاذبه های طبیعی و گردشگری فراوان و برکات و مواهب خدادادی که در جای جایش به وفور پیدا می شود و این پتانسیل را دارد که ده ها جشنواره را با عناوین مختلف برگزار کند ، چرا بر سر این سفره آماده می نشیند؟

می گویند : اگر شناسنامه ها و محل تولدها در جشنواره ها باب شود ، وای بر احوال دل نازک گُل سرخ و حلاوت خرما ، وای برسخاوت گردو و رنگ سرخ حنا ، وای بر خستگی چشم پته بافان و سرپنجه های هنر ریز گلیم بافان و عرق جبین گندمکاران !

می گویند : استان کرمان در جای جایش نعمت است و برکت ، اندکی حرکت نیاز هست که هر شهرستان  به پتانسیل هایش رجوع کند و جشنواره برگزار کند ،  اگر این شود در آینده ای نه چندان دور استان کرمان می تواند گلستانی از جشنواره باشد.

آقای استاندار ، شما چه می گوئید ؟

 ما می گوئیم : نخستین جشنواره گردوی شهرستان بافت با تلاش شبانه روزی فرماندار ، مسوولان و مردم برگزار شد و حال که آماده هستیم با هماهنگی و رفع نواقص سال قبل دومین جشنواره را با شکوه هرچه تمام برگزار  و اندکی بر محرومیت های شهرستان بافت مرهم زنیم ، جنابعالی بر برگزاری مداوم آن در شهرستان بافت مهر تأئید بزنید  و بر این شائبه ها و بومی بازی ها خط بطلان بکشید.

انتظار داریم مسوولان شهرستان رابر، این پاره تن شهرستان بافت ، به مواهب و نعمات فراوان این خطه سرسبز و با طراوت نظری بیندازند و هر سال جشنواره ای را با هر عنوان به غیر از جشنواره گردو که در شناسنامه شهرستان بافت و در سند توسعه آن ثبت شده است ، برگزار کنند.

جناب استاندار !

نگذارید بذر تفرقه ، حتی به اندازه چند ارزن را این جشنواره سبب شود ، جشنواره گردو حق مردم محروم و سیاست زده شهرستان بافت می باشد.

انتظار داریم جلسه ستاد برگزاری دومین جشنواره گردوی شهرستان بافت به ریاست جنابعالی تشکیل شود و رهنمودهای لازم را به فرماندای شهرستان بافت امر به ابلاغ فرمائید.

قدر مسلم رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان ، افق های دور دست را نظاره می کنند و جای جای این استان پهناور را در شناسنامه کاری خود می بینند و رئیس انجمن نوپای گردو نیز در این ابتدای راه ، تفکری به اندازه گستره وسیع استان کرمان ،  برای خود تعریف می کنند.

به امید آبادانی جای جای ایران عزیز            حمید هرندی

 

فرماندار بافت : برگزاری دومین جشنواره گردو حق مردم بافت است

 

پرسش های زیادی را خطاب به فرماندار آماده کرده ام ، این پرسش ها بر  اساس شایعات و حرف و حدیث های این چند روزه پیرامون دومین جشنواره گردوی بافت می باشد ، جشنواره ای که نخستین آن سال قبل به بهترین شکل ممکن برگزار شد و در هنگامی که همگان خودشان را برای دومین جشنواره آماده می کردند ، به شایعات آنقدر دامن زده شد ، تا اینکه فرماندار رابر در مصاحبه ای اعلام کرد: که دومین جشنواره گردوی بافت در شهرستانی دیگر به اسم رابر برگزار می شود.

اینک در محل فرمانداری شهرستان بافت در جلسه ای که به بهانه روز خبرنگار تشکیل شده است ، حاضر شده ام ، پس از خیر مقدم و گزارش فرماندار و تنی چند از مسوولان ، اجازه خواستم پرسش هایم را مطرح کنم :

آقای فرماندار!

دومین جشنواره گردو را در چه تاریخی برگزار می کنید ؟

آیا شهرستان بافت می تواند  جشنواره گل محمدی لاله زار بردسیر را برگزار کند ؟

این چه اراده ای است که بر مقام و مسئولیت شما فائق آمده است و جشنواره گردوی بافت را از دو راهی بزنجان به شهرستان رابر هدایت می کند ؟

این چه شائبه ای است که رئیس یک سازمان و رئیس یک انجمن نوپا به تعصبات بومی خود رجوع می کنند و چشم را بر همه چیز می بندند ؟

اقای فرماندار !

هیچ توجیهی برای عدم برگزاری این جشنواره از سوی شما برای مردم شهرستان بافت قابل توجیه نیست و مردم مطالبه خودشان را از شما طلب می کنند .

فرماندار بافت از طرح پرسش هایم تشکر کرد و با صدایی لرزان و بغض آلود که حکایت از دل شکسته اش داشت ، گفت : جشنواره حق مردم بافت بوده است ، عده ای بسیار بد عمل کردند ، کار آنان قشنگ نبود ، متأسفم.

فرماندار از سختی ها و تلاش های شبانه روزی نخستین جشنواره گردوی بافت سخن گفت وادعا کرد : نخستین جشنواره گردوی بافت بازخورد بسیار خوبی داشته است و جای خودش را در تقویم و روزشمار شهرستان بافت رقم زده است.

محمد علی بهروز اظهار داشت : در برگزاری دومین جشنواره گردو و محل برگزاری آن سیاسی کاری صورت گرفت ، بعضی ها نپخته کار کردند و از کار آنان در استان راضی نیستم .

فرماندار بافت پرده ها را کنار زد و صریح و شفاف گفت : از رئیس سازمان جهاد استان و رئیس انجمن گردو گله مندم و اعلام می کنم :  اینان بسیار بد عمل کردند ، اقای مولایی رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان تعصب بومی خود را در این قضیه اعمال کرد و آقای حسین شهابی رئیس انجمن گردو نپخته کار کرد و مقصر هستند.

خدا نعمات و برکات زیادی را به ما داده است و ما باید توان و عرضه معرفی آنان را داشته باشیم ، من اعلام می کنم شهرستان بافت از هر لحاظ آماده برگزاری دومین جشنواره گردوست و اگر دوستان دست از سیاسی کاری و تعصبات بومی بردارند ، جشنواره با شکوه هر چه تمامتر در بافت برگزار می شود.

فرماندار در بخشی از سخنان خود به فضای ارام شهرستان بافت و خصلت های نیک مردم این دیار اشاره کرد و گفت : مردم شهرستان بافت مردمی آرام و متین هستند و این به شخصیت فرهنگی آنان بر می گردد.

من هم در جواب ایشان گفتم : آقای فرماندار ! ای کاش در بعضی مواقع این آرام بودن ما به شما سرایت نمی کرد و در مقابل ظلم و جفایی که به شهرستان بافت روا می شود ، اندکی آشفته می شدید و حق مردم مظلوم این دیار را می گرفتید.

فرماندار بافت بمانند من صدایش می لرزید، حق هم داشت ، جشنواره اش در بین راه ، حوالی دو راهی بزنجان گُم شده بود  و آن را به دیار دیگر برده بودند ، عده ای جشنواره گردو را دیده بودند که در سراشیبی به سوی رابر برده می شود !

آهای اهالی آبادی !

شما جشنواره ما را ندیدید ؟ جشنواره ما  خیلی زود به سن تکلیف رسید و دیگران بدون رنج و زحمت آن را به دیار دیگر بردند.

آهای اهالی آبادی !

جشنواره گردوی ما گم شده است ، او لباس  مخملی سبزرنگ بر تن داشت ، اگر اور ا دیدید به صاحبان اصلی اش باز گردانید و فال فال گردو مژدگانی بگیرید.

آقای استاندار !

 می گویند : جشنواره گردوی شهرستان بافت در سیاسی کاری ها گُم  شده است ، شما را به سبزی سبزینه هایش ، به سخاوت میوه و چوب و رنگدانه هایش قسم می دهیم ، جشنواره گردوی شهرستان بافت را پیدا کنید و آن را به مالکان و صاحبان زحمت کشش که آن را به سن تکلیف رساندند ، باز گردانید ، آخرین نشانه ای که از او داریم ، در شهرستان رابر این دست و ان دست می شده است.   حمید هرندی

آقای فرماندار

آقای فرماندار

جشنواره گردو یکی از نکات مثبت فرمانداری شما در شهرستان بافت می باشد ، اجازه ندهید این جشنواره در جایی غیر از شهرستان بافت برگزار شود.

اقای فرماندار

رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان و رئیس انجمن گردوی استان هر دو رابری هستند ، نگذارید این شائبه  بوجود آید که جشنواره گردوی شهرستان بافت ، فدای شناسنامه این دو بزرگوار شد.

به قرار اطلاع نخستین نشست هماهنگی ستاد برگزاری جشنواره گردو با حضور فرمانداران شهرستان بافت و رابر و تنی چند از مسوولان ووالبته رئیس جهاد کشاورزی رابر در محل سازمان جهاد کشاورزی استان برگزار و تصمیماتی در خصوص برگزاری این جشنواره اتخاذ شده است.

اینکه چرا فرماندار شهرستان رابر و رئیس جهاد کشاورزی رابر در این جلسه دعوت شده اند و فرماندار شهرستان گردو خیز بردسیر یا فرماندار شهرستان بم بخاطر منطقه گردوخیز دهبکری دعوت نشده اند ، جای تأمل و سوال دارد.

انتظار می رفت آقای بهروز فرماندار شهرستان بافت قاطعانه از برگزاری این جشنواره در شهرستان بافت دفاع می کرد و اجازه نمی داد نگاه ها به سوی شهرستانی دیگر سوق داده شود ، جشنواره گردوی شهرستان بافت به عنوان برگی از شناسنامه شهرستان بافت در اذهان و سند توسعه این شهرستان ثبت شده است و نباید بنا به مصلحت ها و پست ها جابجا شود !

این جشنواره برگ سبزی است از طبیعت  و کشاورزی این شهرستان و نباید خشکیده شود ، بهتر این بود که شهرستان رابر هم که خوشبختانه با شهرستان شدنش به عنوان یکی از شهرستان های استان کرمان در نقشه جغرافیایی جای دارد ،  روزی از ایام سال را به برگزاری جشنواره اختصاص دهد تا رقابتی برای هرچه بهتر برگزار شدن بین این دو شهرستان  بوجود آید .

اینکه رئیس انجمن گردوی استان ( حسین شهابی ) در گفت و گویی اعلام کنند : که جشنواره گردوی امسال در یکی از شهرستان های گردوخیز استان برگزار می شود ، این شائبه را بوجود می آورد که منظور ایشان شهرستان رابر می باشد  و البته همگان می دانند که شهرستان بردسیر هم می تواند در این گفته ایشان جای داشته باشد بخصوص اینکه تجربه چندین سال برگزاری جشنواره گل محمدی را نیز دارد.

آقای فرماندار

چرا باید محل برگزاری جشنواره گردو از سوی سازمان جهاد کشاورزی استان مشخص شود ، پس نقش شما به عنوان رئیس ستاد برگزاری جشنواره گردو چیست ، نقش دبیرخانه دائمی این جشنواره در شهرستان بافت چیست ؟ اگر قرار است فرمانداران شهرستان های گردوخیز استان با هماهنگی سازمان جهاد کشاورزی محل جشنواره را برگزار کنند پس لطف کنید فرماندار شهرستان بردسیر را نیز در این تصمیم گیری دخیل کنید.

آقای فرماندار

کور سو امیدی در پس برگزاری این جشنواره برای توسعه شهرستان بافت بوجود آمده بود ، برگزاری همین گونه جشنواره هاست که پتانسیل ها و داشته های شهرستان معرفی می شود ، !

جنابعالی اگر شورای اسلامی منطقه با صفای گوغر و جوانان فعال این منطقه را به هماهنگی برای برگزاری این جشنواره دعوت کرده بودید ، تا امسال در طبیعت زیبای این منطقه  و در پناه گردوهای سخاوتمند آن که اینروزها از کرم خراط و سرما زدگی دل آزرده شده اند، جشنواره را برگزار کنند ، می دیدید که با چه شکوهی جشنواره برگزار می شد.

آقای فرماندار

در یک کفه ترازوی برگزاری این جشنواره ، متاسفانه شائبه پست و مسولیتی که دو بزرگواری رابری دارند قرار گرفته است و در کفه دیگر کارنامه و تجربه برگزاری این جشنواره توسط شما

و شاهین این ترازو دیدگان مردم محروم و مظلوم شهرستان بافت که شما را نظاره می کنند که در این آزمون چگونه به مردم پاسخ می دهید ؟

مطالب جدید در وب سایت " بافت شهر من "

                               سلام مهربان

مطالب جدید و متنوع  در سایت " بافت شهر من "  قابل مشاهده است.

                                                 www.bafteman.com