حقوق وکیل و موکل از بهارستان تا پائیزستان
گرانی مایحتاج زندگی ، گرانی لحظه به لحظه مواد غذایی ، هزینه های نجومی اجاره مسکن ، هزینه های کهکشانی بهداشت ، درمان ، آموزش و از آن سو حقوق ثابت و بسیار ناچیز کارمندان و کارگران ، دغدغه هایی است که این اقشار ضعیف جامعه بدان گرفتار شده اند.
خط فقر ، زشت ترین ، هولناکترین ، ترسناکترین و تأسف بارترین خطی است که کارمندان و کارگران این روزها شکل و قواره منحوس آن را هر لحظه و هر ثانیه می بینند و رنج می برند.
آرزوی این قشر مظلوم جامعه که ناعدالتی را در نظام هماهنگ پرداخت حقوق و مزایا ، در زندگی خود حس ولمس می کنند ، این است که ای کاش نمایندگانشان حتی برای یک ماه با حقوقی به اندازه کارمندان و کارگران زندگی را می گذراندند تا زشتی و فلاکت خط فقر را به چشم می دیدند و در بهارستان فکری بهاری می کردند.
این توقع زیادی نیست که وکیل درد و مشکلات موکلش را درک کند و برای آن راه حل ارائه دهد ، وکیل وقتی پول شهریه فرزند دانشگاه آزادیش را نداشت ، وکیل وقتی قدرت خرید اندکش برای گوشت و مرغ و تخم مرغ و...هر لحظه کم شد ، وکیل وقتی پول درمان دندان کرم خورده فرزندان و آب مروارید چشمانش را نداشت ، وکیل وقتی با دست خالی شرمسار به منزل رفت ، وکیل وقتی سرزده به بیمارستانی رفت و اطلاعیه های کلیه فروشی را دید ، وکیل وقتی با تمام حقوق عمرش نتوانست رگ های کرونر قلبش را باز کند ، وکیل وقتی آرزوی زیارت بارگاه امام رضا ( ع) ، بخاطر هزینه های سرسام آور مسافرت بر دلش مانده است ، وکیل وقتی با شکم گرسنه سر بر بالین گذاشت ، وکیل وقتی برای خرید گوشت و مرغ وام از اداره گرفت و در پرداخت اقساطش درمانده ماند ، وکیل وقتی ... ، آنوقت می داند فاصله وکیل و موکل ، چه فاصله دوردستی است ، این فاصله همان خط فقری است که وکیل باید بهتر از هر کس دیگر آن را تعریف کند و در نابودیش قانون وضع کند .
من بر خلاف بعضی ها به حقوق شما خرده نمی گیرم و اعتقاد دارم برای اینکه با فراغ بال در مجلس به فکر مردم و زندگی آنان باشید باید بیش از این هم بگیرید ، البته مشروط به اینکه برای موکلان خودتان نیز این حق را قائل باشید که به مانند شما حقوق بگیرند و زندگی کنند.
در خبرها آمده بود: حقوق یک نماینده مجلس دو میلیون و 500 هزار تومان است و حدود 5 میلیون تومان هم به عنوان مزایا در فیش حقوقی نفیس نمایندگان ثبت می شود، یعنی در مجموع هفت میلیون و 500 هزار تومان در ماه به فیش مبارک حقوقی آنان وارد می شود ، البته در همین خبر آمده است : یک ماشین صفر کیلومتر پژو یا سمند نیز در اختیار نماینده قرار می گیرد تا طی 4 سال با پرداخت هزینه خودرو ، ان ماشین را برای خود خریداری کرده و یا به مجلس باز گرداند، به گزارش این منبع خبری ( خبرگزاری دانشجو ) تعدادی زمین برای نمایندگان و کارکنان مجلس در بعضی نقاط شهر ( سوهانک ) در نظر گرفته شده تا با دادن یک پیش پرداخت به صورت اقساط در اختیارشان قرار گیرد.
اگر یادتان باشد چندی قبل شما نمایندگان با رای همین مردم به مجلس رفتید و این ارقام و اعداد نجومی را همین مردم برای شما رقم زدند تا شاید فرجی شود وخط زشت فقر را خط خطی بکنید و دور بیندازید.
نوش جانتان ، اگر از من نظر می خواستند که حقوق نماینده ات در مجلس چقدر باید باشد ؟ شاید من دو تا 3 میلیون دیگر نیز تحت عنوان ( اتاق فکر نمایندگان ) به آن اضافه می کردم تا با فراغ بال و آسایش و آرامش بیشتر در این اتاق فکر حضور یابید و به موکلان خود و به زندگی آنان فکر می کردید.
آنوقت در این اتاق فکر به زندگی یک کارمند که در شرف بازنشستگی می باشد و پس از 30 سال حتی یک هفتم شما حقوق ندارد نظری می انداختید که چگونه و با چه شرمساری در مقابل اهل منزل زنده بودن را با خفت و خواری یدک می کشد !
من این نوشته را به دست وکیلم می رسانم ، تا بداند موکلش در اعماق خط فقر چگونه دست و پا می زند ، تا بداند موکلش درس های زمان محصلیش در باره تنازع بقا را چگونه تجربه می کند ، تا بپرسد چرا یک لیسانس در این طرف خیابان 400 هزار تومان حقوق می گیرد و یک لیسانس در آن طرف خیابان 4 میلیون تومان ، تا بپرسد فرق کارکردن در شرکت و اداره چیست که کارمند فلان شرکت با لیسانس باید حقوق چند میلیونی بگیرد و کارمند فلان اداره با لیسانس حقوق چند صد هزار تومانی ؟
من این نوشته را به دست وکیلم می رسانم تا در نطق پیش از دستور با صدای رسا بخواند و به گوش دیگر همکارانش برساند که بین وکیل و موکل فاصله ای به اندازه بهارستان تا پائیزستان است ، این فاصله بین فیش های حقوقی وکیل و موکل 7 میلیون تومان می باشد ، حرف من این است که فرزند من نباید این فاصله را حس کند ، فرزند من و وکیلم هر دو معمار آینده این مرز و بومند ، فرزند من هم بمانند فرزند شما دوست دارد پدرش شرمسار به خانه نیاید ، فرزند من هم بمانند فرزند شما دوست دارد پدرش پول درمان بینایی جشمانش را داشته باشد ، فرزند من هم به مانند فرزند شما دوست دارد ازدواج بکند ، خانه داشته باشد ، زمین داشته باشد ، فرزند من هم به مانند فرزند شما دوست دارد مسافرت برود ، پس انداز داشته باشد ، فرزندمن هم ....
من این نوشته را به دست وکیلم می رسانم ، تا بداند حقوق بگیران چگونه در فرسایش و بی ارزشی پول ملی کشور ، روز به روز فقیرتر و قدرت خریدشان اندک می شود ، تا وکلیم زندگی را در فاصله فیش حقوقی من و خودش برایم تعریف کند.
جناب وکیل ! من تا به حال خط های زیادی را دیده ام ، خط شکسته ، خط نستعلیق ، خط راه آهن ، خط فکری، خط راست ، ولی خط فقر ، بدترین و زشت ترین خطی هست ، که تا کنون دیده ام ، این خط زندگی من و فرزندانم را خط خطی کرده است ، من کارمند در شرف بازنشستگی در مادون این خط در حال دست و پازدنم ! در بهارستان این خط زشت و بدقواره را از بین ببرید ، به فیش حقوقی من وخودتان نظری بیندازید ، حداقل با حقوق من در روی یک برگ کاغذ برای یک ماه زندگی کنید و ببینید آیا امکان دارد؟ حمید هرندی
اينطور غريبانه به من نگاه مكن ،