زمین خاکی فوتبال بافت

زمین خاکی مزار

خاطره برجامانده در یاد قدیمی های فوتبال بافت

از معدود زمین فوتبال هایی که جهتش شمال ، جنوب نیست ، از معدود زمین فوتبال هایی که ابعدادش معلوم نیست ، از معدود زمین فوتبال هایی که سنگلاخی بود تا خاکی،از معدود زمین فونبال هایی که تور دروازه نداشت یا اگر داشت ، قبل از بازی بسته می شد.

ودر همین زمین سنگلاخی ، مغرب مشرقی ،بدون محدوده ، کسانی بازی می کردند که خاکی بودند و بی ریا ، مهربان بودند و با صفا .

بازیکن بودند ، مربی بودند ، رییس هییت بودند ، رقیب بودند ، رفیق بودند ، تدارکاتچی بودند ، داور بودند ، چمن را آبیاری می کردند ، چمن را خط کشی می کردند، لباس تیم را شماره نویسی می کردند ،تیم اعزام می کردند و در مقابل این همه کار ، هیچ ادعا نداشتند.

این روزها در فضای مجازی ، حقیقت ها را یاد می کنیم. پایدار باشید همبازی های زمین خاکی

در پاسخ به مطلب ورزش بافت در لرزش

در تاريخ ۲۸ دي ماه مطلبي با عنوان " ورزش بافت در لرزش "به نگارش در آمد، در آن مطلب ذكر كرده بودم ورزش بافت در كما مي باشد  و ....

عباس اميني زاده رئيس اداره ورزش و نوجوانان شهرستان بافت كه خرده گرفته بودند كه چرا ايشان را رئيس اداره تربيت بدني خطاب كرده بودم، در مقام پاسخ بر آمدند و مطلب زير را براي وب سايت ارسال كرده اند ،همين كه يك مقام حاضر به پاسخگويي و روشنگري شده است ، جاي تشكر دارد و بقيه موارد ذكر شده از سوي ايشان را به قضاوت ورزشكاران و جوانان شهرستان بافت واگذار مي كنم.

با توجه به 2000ورزشكار و 28 هيئت ورزشي فعال در بافت كه ايشان ذكر كرده اند ، مثل اين است كه خدا را شكر ورزش بافت در كما نبوده است و بنده در كما بوده ام كه روز روشن چمن مخملي زمين فوتبال بافت و فوتباليست هاي تيم هاي متعدد را نديده ام...

بدون هيچ توضيح ديگر مطلب آقاي عباس اميني زاده رئيس اداره ورزش و جوانان شهرستان بافت را مشاهده مي كنيد ، قضاوت با شما جوانان و ورزشكاران

                                                باسمه تعالی

 

 آقایانی که خود را دلسوز ورزش بافت می دانند، بدانند

مدتها بود می خواستم حرف دلم ،حرف ورزش بافت را بگویم ،تا این فرصت مهیا شد در چند سطر در پاسخ به آقایانی که از دور شعار می دهند بگویم که در ورزش بافت در حال حاضر 28 هیات ورزشی فعال در رشته های مختلف دارد، هر چند این هیات ها مشکل مالی و نبود اسپانسر (حامیان مالی) دارند، ولی به گفته شما همان جوانهای علاقمند به ورزش و مسئولیت پذیر با وجود همه مشکلات چرخ ورزش را می چرخانند. شاید شما به جوانها اعتقاد نداشته باشید ولی این را بدانید چرخ مملکت را جوانها می چرخانند البته باز هم ما به نظر و تفکر افراد احترام می گذاریم.

همانطور که شما گفتید سالن شهید شهابی قدیمی ترین سالن بافت با قدمت بیش از 40 سال می باشد که هنوز مالکیت آن در دست ابهام است. (البته فرقی نمی کند مالک آن چه کسی باشد چرا که برای استفاده عموم مردم و ورزشکاران ساخته شده است) ولی همه میدانیم که رو به تخریب بود، امسال اداره ورزش وجوانان برای تعمیر این سالن مبلغی در نظر گرفت و سیستم روشنایی،کف پوش و سرویس های بهداشتی تعمیر شد و برای بالا بردن امنیت سالن ورق گذاری و طلق گذاری صورت گرفت که بدلیل شرایط مناسب سالن برای ورزش والیبال بر اساس کمیسیون ماده 88 و با توجه به تعداد ورزشکاران رشته والیبال این سالن به هیات مربوطه واگذار گردید. علی ایها الحال بر اساس توافقات قبلی مقرر شده بود که هزینه آب سالن برعهده اداره ورزش و جوانان باشد و هزینه برق بر عهده اداره محترم آموزش و پرورش باشد که در این امر اداره آموزش و پرورش که نه،جز کوچکی از آن تنها به این دلیل که شاهد رونق ورزش و استقبال ورزشکاران در استفاده از قدیمی ترین سالن بافت بود مانع از آن شد که دلسوزان و مسئولان آموزش و پرورش به تعهدات خود عمل کنند کسی نیست که به این افراد  بگوید که باعث پیشرفت ورزش نشوند. کسی نیست به انها بگوید که آقایان محترم زمان طومار نویسی پایان یافته است .عصر،عصر پیشنهادات و انتقادات سازنده است با این وجود و در راستای حمایت از ورزشکاران هیات والیبال که با کمک های مردمی اداره می شود هزینه برق سالن را پرداخت کرده تا حقی از هیچ ورزشکاری ضایع نشود. چرا تا زمانی که سالن شهید شهابی رو به تخریب و نابودی بود کسی ادعای مالکیت نمی کرد حالا که با هزینه اداره ورزش و جوانان تعمیر شده و رنگ و رویی تازه گرفته حال مدعی مالکیت پیدا نموده، همه بدانند سالن ورزشی مالک نمی خواهد چرا که مالکان اصلی مردم ورزش دوست بافت هستند نه کس دیگری.

 و اما چه باید گفت به کسانی که اطلاع ندارند در بافت بیش از 40 تیم فوتسال،12 تیم والیبال در رده های سنی مختلف وجود دارد و همین امسال بافت میزبان مسابقات فوتسال نوجوانان استان بود یا در لیگ استان در بخش بانوان نماینده دارد ،در لیگ دسته یک استان تیم منتخب هیات فوتبال شهرستان حرف برای گفتن دارد.

حق دارند ندانند که امسال کلیه سالن های ورزشی شهر بافت به سیستم گرمایشی و سرمایشی مجهز شده اند و حتی سالن شهید شهابی که سیستم گرمایشی نداشته مجهز به بخاری انرژی شده است تا با نبود اعتبار واسپانسر مالی سرمای بی بضاعتی سالن ها را سرد نکند.

کسانی که نه ورزشکار بوده اند و نه می دانند قهرمانی استان،کشور،آسیایی وجهانی با قهرمانی در سبک ها تفاوت دارد بدانند کسی که مقام آسیایی می آورد اول باید در مسابقات قهرمانی استان ،بعددر کشور شرکت و بعد از آن به عضویت تیم ملی درآید تا بتواند در مسابقات اسیایی و بالاتر حضور داشته باشد و مقامی کسب نماید . همه می دانیم که تنها با یک ادعا نمی توان قهرمان آسیا شد.

هر ساله همایش تجلیل از ورزشکاران، قهرمانان، داوران، مربیان و پیشکسوتان ورزشی در مهرماه در هفته تربیت بدنی و ورزش برگزار می گردد به عنوان مثال در29 مهرماه 1391از 45 نفر از قهرمانان المپیاد کرمانیان و بیش از 50 نفر از نخبگان ورزشی(پارالمپیک،کشوری،دعوت شدگان به اردوی تیم ملی،مربیان،داوران وهیات های برتر) با اهدا لوح و تندیس و با حضور نماینده فهیم مردم در مجلس، مدیر کل محترم اداره ورزش وجوانان و هیات همراه، فرماندار شهرستان بافت و جمعی از مسئولین تجلیل بعمل آمد.

پس کجایند آنان که عنوان می کنند قهرمان ورزشی بافت هستند ولی با نام تیم دیگری از شهرستان دیگری در مسابقات شرکت  می کنند مگر نه اینکه همه ما باید به شهرمان افتخار کنیم و اگر قرار هست مقام و جایگاهی هم کسب کنیم بهتر است با نام شهرمان باشد نه شهری دیگر.

بد نیست بدانیم تا پایان سال 1389 برای آبیاری زمین فوتبال شهر بافت از آب شرب استفاده می شد که از هر لحاظ چمن کیفیت بالایی داشت. ولی متاسفانه به دلیل برداشت حق تعرفه (یارانه) امکان آبیاری با آب شرب به صرفه نبود و در همین راستا دو حلقه چاه همراه با لوله گذاری و سیستم آبیاری برای رفع این مشکل آماده شد ولی متاسفانه به دلیل کمبود و سطحی بودن آب و مناسب نبودن زیر ساختهای زمین چمن این آب کفاف نداد، همچنین برای رفع این مشکل آب فضای سبز هم از شهرداری تقاضا شد که با همت شهردار محترم آب فضای سبزچند روزی یکبار به سمت زمین چمن هدایت می شد، با این وجود مشکل کمبود آب برطرف نشد و البته جلسات متعددی با مدیر کل جهت رفع این مشکل برگزار گردید که یک جلسه از آن هم با حضور فرماندار شهرستان بود در پایان جلسه با مجموع نظرات کارشناسی تصمیم بر احداث زمین چمن مصنوعی گرفته شد ولی متاسفانه تا کنون با وجود پیگیری های فروان و مکاتبات متعدد اینجانب هیچ گونه اعتباری برای احداث این زمین در نظر گرفته نشده است .

امکانات سخت افزاری ورزش های مختلف در سطح شهرستان بر کسی پوشیده نیست، سالن کشتی کوچک چند سال پیش که به زور 30 نفر کشتی گیر را در خود جای می داد به خانه کشتی بدل گردیده است، ورزش ووشو که چندی قبل عده ای حتی نام آن نمی دانستند حال در شهر ما یک خانه ووشو دارد. هیات های ورزشی وزنه برداری ،کاراته، کونگ فو هم اکنون بهترین و مجهزترین سالن های ورزشی را دارا می باشند.

زمانی رشته های ورزشی تیراندازی را فقط از طریق تلویزیون می شناختیم ولی هم اکنون امکانات سخت افزاری این رشته در شهرمان مهیا است.

و به اطلاع دوستان برسانیم در سالی که گذشت در سطح شهرستان بافت پنج همایش پیاده روی خانوادگی برگزار شد.

شاید عده ای اطلاع ندارند بافت در المپیاد کرمانیان در بین 23 شهرستان استان با وجود نبود اسپانسر با کسب 45 مدال رنگا رنگ حائز مقام ششم استان شد.

شاید اطلاع ندارند بافت میزبان مسابقات استانی تکواندو،رزمی،ووشو،فوتسال نوجوانان،تنیس روی میز،دوومیدانی وچندین رشته دیگر بود.

شاید اطلاع ندارند بافت در کشتی، ووشو، جودو، دو ومیدانی، پرورش اندام، پاورلیفتینگ، تیراندازی، فوتسال والیبال و چندین رشته دیگر حرف اول را در استان می زند.

شاید اطلاع ندارند ما بیش از دو هزار نفر ورزشکار سازمان یافته در سطح شهرستان داریم.

شاید اطلاع ندارند ما ورزشکار تیم ملی و دعوت شده به اردوی تیم ملی داریم.

شاید اطلاع ندارند بافت در 28 رشته ورزشی فعال است.

وخیلی شایدهای دیگر..

حق دارند چون نه ساکن بافت هستند و نه میلی به زندگی در بافت دارند و نه خودشان را جزیی از خانواده ورزش می دانند.

 راستی تا یادم نرفته این را هم بگویم که دست به قلمان محترم، نقادان عزیز دیگر اداره ای به نام تربیت بدنی وجود ندارد شما که از همه جا خبر دارید چطور نمی دانید که نام این اداره به ورزش وجوانان تغییر یافته است حق دارید ندانید ............

و اما حرف اخر اینکه:

 ورزشکاران با توجه به مبالغ ناچیز اعتبارات در سال 90و91 و نبود حامیان مالی به اداره ورزش وجوانان و هیاتهای ورزشی و ورزشکاران جوان و با استعداد بافتی که مقامهای پارالمپیک، آسیایی، کشوری راهیابی به تیم های ملی، خوش درخشیدن در المپیاد کرمانیان و مسابقات قهرمانی استانی را در کارنامه خودشان می بینند نمره قابل قبولی می دهند واعلام می کنند ورزش از همه دورانها فعال تر پویاتر و با صلابت تمام به کار خودش ادامه می دهد کاش بجای انتقاد سرخ به خود زحمت می دادیم از امکانات ورزشی شهرستان و از مقام آوران و تیم های ورزشی دیدن می کردیم و با انتقادات سازنده و با کمک کسانی که روزی بافتی بودند ( و الان ساکن شهر زیبایمان نیستند) مشکلات ورزش را با کمی روحیه ورزشکاری حل می کردیم.    

       

                                                     عباس امینی زاده

 

 

ورزشكاران سال هاي دور و نزديك بافت

 

بر آن بودم گزارشي در خصوص فعاليت هاي رشته هاي ورزشي شهرستان بافت بنويسم ،  ولي چون اطلاعاتم بروز نبود ، اين مطلب را  به انگيزه ياد و احترام  به ورزشكاران سال هاي دور و نزديك بافت نوشتم و قدر مسلم  بعضي از ورزشكاران از قلم افتاده اند و نبايد هم انتظاري بيش از اين از حافظه آلزايمر گرفته من داشته باشيد ، بهر حال آنانكه مطلبم را مي خوانند ، اگر كسي به يادشان آمد در بخش نظرات برايم بنويسند تا به مطلب اضافه كنم.

در گذشته هاي دور فكر كنم فعاليت ورزشي در بافت بيشتر و منظم تر بود ، يادم مي آيد شايد سال 1348 يا 1350 بود كه اولين دور مسابقات ورزشي شهرستان هاي استان در بافت برگزار مي شد.

تيم هاي ورزشي شهرستان ها و مركز استان در محل شير و خورشيد آن زمان و هلال احمر كنوني با تشريفات قابل توجه اي مستقر شدند. باور كنيد مانند يك المپيك كوچك بود ، تمام شهر تحت تأثير اين مسابقات قرار گرفته بود .

مسابقات در رشته هاي فوتبال ، بسكتبال ، واليبال ، بوكس ، تنيس روي ميز ، كشتي فرنگي و آزاد ، ژيمناستيك ، دوميداني (پرش طول ، پرش ارتفاع ، پرش با نيزه ، پرش نيزه  ، پرتاب ديسك  ، پرتاب وزنه ، دو 100، 200 ،400 ، 1500 ، امدادي و...) برگزار مي شد و جالب اينكه بافت در تمام رشته ها با ساير شهرستان ها به رقابت  مي پرداخت.

در آن سال مسابقات واليبال ، بسكتبال ، ژيمناستيك ، بوكس ، بعضي از رشته هاي دو ميداني در محل كلوپ ورزشي كه نمي دانم اسم امروزش چيست برگزار مي شد و مسابقات  فوتبال در زمين خاكي ( مزار) برگزار مي شد.

بله 40 سال پيش بافت رينگ بوكس داشت ، وسايل ژيمناستيك داشت  و امروز نمي دانم  رينگ بوكس و محل تمرين ژيمناستيك دارد يا خير؟

بهر حال ! تا جايي كه حافظه ام ياري مي كند  اسامي ورزشكاران سال هاي دور  و نزديك بافت را در رشته هاي مختلف ورزشي معرفي و اميدوارم آنانكه در قيد حيات هستند ، تني سالم و آنانكه در بين ما نيستند روحشان شاد باشد.

*  بسكتبال

مهدي شهابي ، محمد شهابي ، مرحوم مهدي كاشاني ، مرحوم جعفر جلالي ، مرحوم آقايي، يحيي آخوندي ، سعيد شهسواري ، ناصر صفا ،حميد رستگاري ، فريدون هرندي ، كورس اميني ، مرحوم حسين حضرتي ، شهيد احمد ايرانپور ، حمدا...سلطاني ، علي ملايي ، احمد فرزانه ،مرحوم رفيع رفيع پور ، احمد رفيع پور ، وحيد شيباني ، رامين موسي احمدي ، علي شيباني ، منصور اميني ، رضا تجدد ، مهدي تجدد ، منصور دهقاني ، محمد شفيعي ، جواد سينايي ، كورش شفيعي ، عليرضا قراري ، جعفر شمس الديني .مسعود برومند. مرحوم عطا هرندی . فریدون نوحی و ...

* واليبال

حسين رفيعي پور ، داود بني اسد ، محمود بني اسد ، احمد بني اسد ، جعفر شمس الديني  ، علي شمس الديني ، حسين سعيد ، مهدي حسني ، مجيد دهقاني ، مهدي دهقاني ، سيروس اميني ، ايرج درختي ، رضا سعيد ، حسين روحاني ، سعيد رستگاري ، حسن اميرخسروي .خالویی.عنایت وکیلی. هدایت وکیلی و...

* كشتي

شهيد ملك  حسین اسكندرزاده ؛ ناصر مرادي ، اكرم مرادي ، ملك محمود اسكندرزاده ، حسن امير خسروي ، كورش مفلحي ، ناصر مفلحي ، داريوش مفلحي ، اميرقلي پژمان ، سعيد شيباني ، وحيد شيباني ، شهيد سيد حسيني ، هاشم سالار محمدي ، سعيد رستگاري ، اردشير سالارمحمدي ، جعفر شمس الديني ، علي شمس الديني ،قاسم حسني ، محمود وفايي .منصور مرادی . محمد فاضل مرادی. علی جهانشاهی. ذبیح اله مظفری. احمد مظفری .حسین شفیعی.شهید علی شفیعی. مرحوم جلال نیکویان و...

*تنيس روي ميز

حميد رستگاري ، سعيد رستگاري ، وحيد رستگاري ، حميد هرندي ، سعيد شهسواري ، داود بني اسد ، حسين فاضلي و مرحوم عبدالرضا رفیع پور . سرکوهی. سیروس امینی. احمد و امین رفیع پور. حسین رفیع پور . علیرضا رفیعی پور . فرشید پورموسی. شهاب نیکویان و..

* بوكس

مرحوم جعفر جلالي ، مرحوم سيامك نورمحمدي ، مرحوم حميد كماليان ، ابراهيم ميرزايي .مرادی

* فوتبال

منوچهر افراسيابي ،  علی اصغر رحیم زاده . حميد سالاري ، البرز شرفي ، سيد  حسن رضوي ، شهيد ملك  حسین اسكندرزاده ، ملك محمود اسكندرزاده ،علي شكوهزاده ، رضا شكوهزاده ، عليرضا بهادري ، عبدالرضا بهادري ، غلامرضا بهادري ، حسن امير خسروي ،سعيد رستگاري ، فريدون هرندي ، حميد هرندي ، شهيد نصرت ا...شهابي ، مرحوم عزت ا...شهابي ، عباس شهابي ، علي اميري ، مرحوم احمدبني اسد ، غضنفري ، ناصر مرادي ، مرحوم جعفر جلالي ،  مرحوم محمد گوهري ، عباس گوهري ، شيرعلي گوهري ، قاسم گوهري ، مرحوم حسن خوارزمي ، مرحوم حسين شيباني ،  حسن شيباني  ، علي شيباني ،  علی درخشان ، مظفري ، عليدادي ، زنداقطاعي، مرادي ، مسعود مرادي ، جواد پريزاد ، جلال پريزاد، محمد علي پريزاد ، مرحوم تقي پريزاد، فريبرز اعتمادي ، مهدي اعتمادي ، علي اعتمادي ، ناصر مفلحي ، سيروس اميني ، كورس اميني ، منصور اميني ، ضيا اميني ، مرحوم رفيع رفيعي پور ،  سيد محمود احمدی نژاد ، مرحوم حسين عسكري ، مرحوم جلال حسيني ، جواد طاهري ، مسعود كاوياني ، منصور كاوياني ، رضا بوذرجمهري ، شهريار گدعلي نسب ، داود آران ،مرحوم جواد صادقی. محمد محمدحسن پور ، هاشم خيرخواه ، حميد حافظي ،وحید حافظی.احمد تقوی. هاشم سالار محمدی.محمود شیخ پور.احمد شیخ پورسید جواد میرحسینی.امیر شفیعی.عبدارضا رفیع پور.فرامرز طهماسبی.نیاز مرادی.سعید ترابی .محمدعلی ترابی.رضا کاویانی.مهدی دهقانی.محمد شفیعی. حميد فنايي ، محمود فنايي ، عليرضا فنايي ، حميد دراني ، علي دراني ، علي اشرف حامدي ،مرحوم رامین ریاحی. منصور دهقانی. شهيد احمد ايران پور ، شهید مهدی نادری .مرحوم حميد حضرتي ، امير حضرتي ، مرحوم فردين افراسيابي ، رضا خادمي ، علي خادمي ، اكبر عزيزي ، اكبر خواجويي ، اصغر خواجويي ، محسن تقوي ، اكبر نقيبي ، عباس نقيبي ، اسدا...مداحي ،مختار محرابي ، نصرت ا...كاشاني ،مرحوم نصرت ا...شفيعي. محمد كامران ، امير قلي پژمان ، داود موسعلي ، علي شمس الديني ، مهدي دهقاني ، سيد حسين موسوي ، محمود ساتكي ، حميد زندي ، رضا شكاري ، منصور اميني ، سيروس اميني ، حسين نادري ، عباس نادري ، شهيد مهدي نادري ، محمد شهابي ، اكبر شهابي ، مرحوم نصرت ا...شفيعي ، حسن عسكري ، حميد اسكندري  ،  مرحوم محمود فرزانه ، ابوالقاسم فرزانه.محمد هاشمی .  رحمت ا...میرزایی. حسین فتاحی. علی نعمت الهی. مرحوم جلال نیکویان .مرحوم کمال نیکویان . رستگار خسروی و...

دو میدانی

مرحوم احمد بنی اسد. مرحوم قاسم شفیعی.سید محمود احمدی نژاد. کرامت موسی اکبری. مرحوم رسول کاربخش . منصور کاویانی . امیر قلی پژمان . ضیا امینی. ناصر مفلحی . ناصر مرادی. مسعود مرادی و...

زورخانه

هوشنگ خان شهابی. احمد علی ملایی . مرحوم هوشنگ کامرانی . مهدی حضرتی . مسعود حضرتی .اکبر موسی احمدی . محمود افضلی. منصور مداحی . ضیا نادری. عباس زارع پیشه . علی شعبانی . یداله مددی .ایرج رزمدیده . موسی یزدانپناه و...

وزنه برداری

حمید کاویانی .سعید کاویانی. ناصر مفلحی . مسعود مرادی . احمد مظفری . ذبیح اله مظفری . یاراله رجایی ( قیصر) . حسن شعبانی . حسن عسکرزاده . احمد تقوی .کاظم پورغلامحسین . سعید دلشادی .جواد آقایی . محمد حسین عظیمی . احسان شاهی . شهید هاشم نادری . شهید داوود آخوندی . نعیم مفلحی . محمد رجایی .مهدی ایزدی . مصطفی کریمی . حسین رنجبر . اسداله موسعلی . مختار کاووسی . غلامرضا کاشانی . عنایت اله شفیعی .مهران صالحی .محمود کاویانی و...

دوچرخه سواری

مرحوم عطا هرندی . ماشااله مرادی. خلیل علیرضایی و...

 و بي مناسبت نيست يادي هم داشته باشيم  از آقاي هوشنگ قراري كه سال هاي سال رئيس تربيت بدني شهرستان بافت بودند و نقش اساسي در پيشرفت ورزش بافت ايفا مي كردندوهمچنین از آقایان رضا دیانی و سرهنگ نادری پور یادی داشته باشیم و يك خسته نباشيد  و دست مريزاد هم خدمت آقایان داود بني اسد و قاسم حسنی كه پس از آقاي قراري  رياست تربيت بدني بافت را عهده دار شدند.

                                                              حميد هرندي

اسامی تیم بسکتبال ( عکس بالای مطلب)

ایستاده از راست : حمید رستگاری -مهدی شهابی- کورس امینی- محمد شهابی- مرحوم مهدی کاشانی- یحیی آخوندی-ناصر صفا
نشسته از راست : مرحوم جعفر جلالی-فریدون هرندی - جلالی- سعید شهسواری

اسامی تیم فوتبال ( عکس دوم مطلب)

ایستاده از راست : آقای رحیم پور(مربی)- ملک اسکندرزاده-شهید نصرت ا...شهابی- مرحوم محمد گوهری-شهید ملک محمود اسکندزاده- سید محمود...- علیرضا بهادری- رضا شکوهزاده- سعید رستگاری- علی شکوهزاده- علی امیری- غضنفری
نشسته از راست : مرحوم جعفر جلالی- قاسم گوهری- مرحوم حسن خوارزمی- درخشان- فریدون هرندی- بنی اسد- مظفری- مرادی- علیدادی- زند اقطاعی

با تشکر از دوست عزیز و رقیب و رفیق سال های دور فوتبال آقای علی شیبانی (که در مهارش همیشه مشکل داشتم)  که در یاد آوری اسامی کمکم کرد.

ایستاده از راست :فریبرز اعتمادی.ضیا امینی.رضا شکاری.موسعلی.علی اعتمادی.اصغر خواجویی.عبدالرضا بهادری.محمد هاشمی.اکبر نقیبی.منصور دهقانی.وفایی

نشسته از راست:مرحوم فردین افراسیابی.میرزایی.حمید هرندی.مختارمحرابی.حسن امیر خسروی.حسین فتاحی .نصرت ا...کاشانی

ترانسفر شدن يكي از بازيكنان فوتبال تيم مبارز شهرستان بافت در فوتبال سوئد

 

 

 

  موضوع از اين قرار است : پس از اينكه بنده مطلبي در خصوص دربي فوتبال شهرستان بافت در وبلاگ گذاشتم، با توجه به اينكه جهان كنوني ما اندازه يك دهكده اندازه سفته يا جميل آباد هم نيست ،مطلب بنده را در نزديكي هاي قطب شمال(كشور سوئد )يكي از دوستان و همشهري هاي عزيز كه از بازيكنان آن روزهاي تيم فوتبال مبارز شهرستان بافت بود، مي خواند ونگاهي به عكس هاي آن مطلب مي اندازد و دلش مي گيرد كه چرا بعضي از بازيكنان در عنفوان جواني مرحوم شده اندو سپس چند عكس از خودش برايم مي فرستد.

البته بگويم از بابت ترانسفر شدن  آقاي عبدالرضا بهادري پولي نصيب ما مبارزي ها نشده است و ايشان كه از بازيكنان تكنيكي و مطرح تيم مبارز و بافت در سال هاي 1358 تا 1365 بود،بصورت خود جوش و پر نفس سر از تيم هاي سوئد در آورده است.

ما هم نمي دانيم  چرا بعضي بازيكنان آن تيم ها مرحوم، بعضي مغموم و بعضي مسموم جو ناپاك و دودزده شده اند و بعضي هاي باقيمانده به زحمت از تلويزيون فوتبال را تماشا مي كنند.

بهر حال عبي جان جمالت را عشق است ، فوتبال كيلويي چند؟

راستي ! باورتان نشود ، ايشان ترانسفر نشده است ،فقط در تيم هاي سوئد فوتبال بازي مي كند و به همبازي هاي  آن  روزگار اراده و همت را درس مي دهد. كاش اينقدر شاگردان تنبلي نبوديم.

 

 

درعكس بالانفر سوم نشسته ها از سمت راست و در عكس پائين نفر سوم ايستاده از سمت چپ آقاي عبدالرضا بهادري را مشاهده مي كنيد كه آدمي را ياد تلي ساوالاس(كوجاك) مي اندازد.

 

دربی فوتبال در شهرستان بافت(امید- بدر)

            

                                                                                                                                      

    اين گزارش به نوعي گوشه اي از تاريخ فوتبال شهرستان بافت مي باشد

يادش بخير،انگار همين ديروز بود كه در زميني خاكي و پر از چاله و چوله و سنگ هاي نوك تيز مي بايست دو تيم اميد و بدر دربي فوتبال شهرستان بافت را برگزار كنند.در سالهاي 1350تا 1357 اغلب مسابقات فينال را در شهرستان اين دو تيم برگزار مي كردند .

شهر بافت در آن زمانها به دو ناحيه بالاي باغها و پائين باغها تقسيم مي شد و در اكثر فعاليت هاي اجتماعي،مذهبي و ورزشي اين تقسيم بندي حاكم بود و مردم به آن حساسيت داشتند.

بر اين اساس تيم فوتبال اميد مربوط بود به بالاي باغها و تيم فوتبال بدر مربوط بود به پائين باغها و هواداران فوتبال در شهرستان بر اساس مكاني كه زندگي مي كردند ،طرفدار اين دو تيم بودند ،البته كساني هم بودند كه پائين باغي بودند ولي طرفدار فوتبال اميد بودند و بالعكس

يادم مي آيد هميشه بين اين دو تيم رقابتي حساس با تعصبات خاص خودش حاكم بود و گاهي به خشونت هاي بعد از بازي نيز منجر مي شد.

در آن سالهاهيچ امكاناتي نداشتيم،از بازيكنان پول جمع آوري مي كرديم ، به كرمان مي آمديم و لباس مي خريديم و سپس با رنگ يا شماره هاي چسبي كه در آن روزها بود شماره بازيكنان را بر روي لباس ها حك مي كرديم.

تمام امور مربوط به مسابقات را نيز خودمان مي بايست انجام بدهيم،مسابقات اغلب در دو گروه چهارتيمي برگزار مي شد و تيم هاي اول و دوم هر گروه به صورت ضربدري مسابقات نيمه نهايي را برگزار مي كردند و فيناليست ها كه اغلب همين دو تيم بودند انتخاب مي شدند.

گفتم كه در آن روزها دو تيم اميد و بدر سرآمد ساير تيم هاي بافتي بودند و تيم هاي ديگر در سايه اين دو تيم حركت مي كردند.

اگر دوستان بدري دلخور نشوند بايد بگويم  كه تيم اميد فوتبال را قشنگتر و فني تر بازي مي كرد و در عوض بدري ها از لحاظ قدرت بدني و فيزيكي از ما سر بودند.

ذهن  و خاطره هايم را شوت مي زنم به آن سالها  و اگر ياري كردند مروري گذرا مي كنم بر فوتبال آن روزها كه خودم هم حسابي درگير و در بطن آن بودم.

صبح قبل از فينال همه جمع مي شديم،فرغون آهك بدست مي گرفتيم و زمين به اصطلاح خاكي،كه پر بود از سنگ هاي تيز و بران  را خط كشي مي كرديم واگر تور دروازه داشتيم آنها را بر روي تير هاي سرد و بي روح مي كشيديم و با تني خسته براي مسابقه فينال كه بعداز ظهر همان روز برگزار مي شد آماده مي شديم.

تا قبل از بهره برداري از زمين چمن تربيت بدني ،مسابقات فوتبال در زمين خاكي( كه معروف بود به زمين مزار)برگزار مي شد.اين زمين بر خلاف تمام زمين فوتبال هاي دنيا ،جهتش شمال –جنوب نبود بلكه جهت آن شرق-غرب بود و چون در جوار قبرستان بود به زمين مزار معروف شده بود.

يادم مي آيد موقع شير و خط كردن بین دو كاپيتان ُ مي بايست حواست خيلي جمع باشد كه زميني را انتخاب كني كه در نيمه دوم براي دروازه بان  ،خورشيد ايجاد مزاحمت نكند،چون با پائين آمدن خورشيد ،تابش نور مستقيم آن در چشم هاي دروازه بان خيلي مشكل آفرين بودو به راحتي دروازه بان گل مي خورد و وقتي از او مي پرسيدي چرا گل خوردي؟مي گفت :خورشيد در چشمانم بود و توپ را نديدم.

در جنوب و در عرض اين زمين ُ مزار پر از خش و خاشاك  شهر قرار داشت و وقتي تيمي از ديگري جلو مي افتاد براي اتلاف وقت ، توپ  رابه سمت مزار شوت می کردو تا توپ را از بين آن همه خش و خاشاك پيدا مي كردي 3تا 4 دقيقه وقت مي گذشت.

در تيم اميد آن روزها تا جايي كه يادم مي آيد اين افراد بازي مي كردند:

سرلشكر شهيد نصرت ا... شهابي،مرحوم حسين شيباني،مرحوم حسين عسكري،مرحوم محمد گوهري،مرحوم عزت ا...شهابي، مرحوم جلال حسيني نژاد ،عباس گوهري،حميد هرندي، جواد طاهري،شيرعلي گوهري،مسعود كاوياني،منصور كاوياني،عبدالرضا بهادري ،رضا بوذرجمهري، شهريارگدعلي نسب،داود آران،محمد محمدحسن پور،حميد حافظي،حميد فنايي،حميد دراني،علي دراني،مهدي اعتمادي،علي اشرف حامدي ،حسن شيباني و...

و در تيم بدر نيز اين بازيكنان بازي مي كردند :

شهيد احمد ايرانپور،مرحوم رفيع رفيعي پور،مرحوم حميد حضرتي،مرحوم فردين افراسيابي،مرحوم تقي پريزاد،ناصر مفلحي،رضا خادمي ،سيروس اميني، اكبر عزيزي،علي شيباني،اكبر خواجويي،اكبر نقيبي،مختار محرابي،نصرت ا... كاشاني،محمد كامران،اميرقلي پژمان،عوض مرادي،داود موسعلي،جلال پريزاد،علي خادمي،علي شمس الديني،مهدي دهقاني،محمد علي پريزاد و...

اسامي تيم هايي كه در آن روزها در سطح شهرستان بافت فعاليت داشتند:

اميد-بدر- خورشيد- انقلاب- وحدت- پرسپوليس- استقلال- پاس- اتحاد- هلال احمر- مبارز- منجنيق-فردين و...

بعد از انقلاب در سال 1358 با توجه به اينكه تيم اميد آن انسجام سابق را نداشت و اكثر بازيكنان آن به شهر هاي ديگر رفته بودند ،تصميم گرفتیم تيمي را در همان بالاي باغها راه اندازي كنیم.

پس از صحبت كردن با تني چند از دوستان،تيم مبارز را تشكيل دادیم و در بالاي باغها دو تيم اميد و مبارز به فعاليت پرداختند.

اسامي تيم مبارز: حميد هرندي،مسعود كاوياني،منصور كاوياني،عبدالرضا بهادري، حمید فنایی ، رضا بوذرجمهري،غلامرضا بهادري،علي اعتمادي،سيد حسين موسوي،محمود ساتكي،حميد زندي،رضا شكاري،منصور اميني،مرحوم جلال حسيني،حسين نادري،رضا كاوياني،محمد شهابي،جواد طاهري،عباس شهابي،مرحوم نصرت ا...شفيعي،حسن شيباني،حسن عسكري،حميد اسكندري و...

تيم مبارز با توجه به جواني بازيكنان از تيم هاي خوب و با كلاس بافت در آن برهه از زمان بود و در چند سالي تيم هاي اميد و بدر را به پائين كشيد وبا تيم هاي كاوه بندرعباس،تام اصفهان،تربيت معلم شهيد رجايي كرمان،تيم حاجي آباد بندر عباس ،تيم شهربابك و...بازي هاي خوبي را انجام داد.

البته در پائين باغها نيز تيم هاي خوبي مانند:پرسپوليس ، وحدت و استقلال شكل گرفت و باعث رشد فوتبال شهر بافت شد.

 

اين نوشته كاستي هايي دارد كه اگر دوستان لطف كنند براي تكميل آن من را ياري كنند ،بسيار خوشحال و سپاسگزار خواهم بود. 

                                      

 

لایحه قانون جامع منابع طبیعی .سبزترین لایحه قوه مقننه

لايحه قانون جامع منابع طبيعي و آبخيزداري كشور ، سبزترين لايحه قوه مقننه

اشاره :

در سال 1296 شمسي يعني 91 سال قبل براي اداره جنگل هاي كشور ، در اداره كل فلاحت وابسته به وزارت فوايد عامه و تجارت و فلاحت شعبه اي به نام شعبه جنگل ها پايه گذاري شد . در اين 91 سال بغير از سال 1346 كه قانون حفاظت جنگل ها و مراتع كه قوانيني پيشرفته و مترقي براي آن زمان بوده و براي اجراء و نظارت آن وزارتخانه اي مستقل به نام وزارت منابع طبيعي وجود داشت ، هيچگاه ديگر ، آرامشي بر پيكره منابع طبيعي كشور از لحاظ قانون و قانونگذاري حاكم نبوده است و در بعضي مواقع قوانين حاكم و اجراي آن خسارات زيادي بر منابع طبيعي وارد كرده است .

در اين 91 سال ، در سالهاي 1321 قانون مربوط به جنگل ها ، در سال 1338 قانون جنگل ها و مراتع كشور و در سال 1346 قانون حفاظت و بهره برداري از جنگل ها و مراتع كشور به تصويب رسيد ودر  تمام اين مقاطع و مراحل نگرشي سياسي مقدمه و منشا و تهيه و تصويب اين قوانين بوده ، بطوريكه در سال 1350 در اثر يك تصميم سياسي و بدون مطالعه وزارت منابع طبيعي پس از چهارسال منحل شد و ماحصلش اين است كه پس از سال ها تلاش كارشناسان و كاركنان خدوم منابع طبيعي كشور ، متاسفانه هنوز ساختار و تشكيلات قوي و قانونمندي حاكم بر اين منابع نيست و اثرات جبران ناپذيري بر پيكر سست و خميده منابع طبيعي وارد شده است .

چندي پيش قانون جامع منابع طبيعي كه بازنگري قوانين مربوط به جنگلها ، مراتع و ... در آن بروز شده است تقديم مجلس شوراي اسلامي شد و كليات آن كه مشتمل بر 7 فصل و 66 ماده است به تصويب رسيد . پس از تصويب اين كليات ، متاسفانه مخالفت هايي از سوي برخي مسوولان وزارت صنايع و معادن ، خانه معدن صورت گرفت .

اميدوارم در اين نوشتار نگراني افراد يا نهادهايي كه از تصويب اين كليات منافع خود را در خطر ديدند كاسته شود و دوستان قبول كنند كه حفظ  جنگل ها و مراتع براي جامعه ، مهم تر از  بهره برداري آني و مقطعي از آن است .

بدون ترديد در هيچ زماني همانند قرن حاضر ارزش منابع طبيعي و ضرورت حفظ و توسعه آن محسوس و ملموس نبوده است . اين منابع همواره به منزله زيربناي توسعه اقتصادي ، اجتماعي ، كشاورزي و ... به عنوان يك بستر مطرح بوده و حفظ و بهره برداري اصولي از آن هدف اصلي متوليان ومسوولان آن بوده است .

گرچه معتقدم هيچگاه قدر ومنزلت واقعي خود را نيافته و همواره به علت عدم استقلال ساختار و تشكيلات و قوانين لرزان ، پيكري سست و خميده داشته است .

منابع طبيعي و مواهب بي حد و حصرش اگر با رعايت موازين اصولي و قوانين پويا رو به جلو حركت نكند ، ظرفيت هايش پايداري ندارد و نعماتش را نمي تواند به نسل هاي بعد به ارمغان دهد.

در اين نكته ترديدي ندارم كه منابع طبيعي براي انسان هاست و بايد از آن بهره برداري شود ودر خدمت رفاه و پيشرفت جوامع قرار گيرد ، اما مسئله اين است كه حد مطلوب اين بهره برداري تا كجاست ؟

اگر از مواهب طبيعي برحسب قاعده و با رعايت ظرافت بهره بگيريم طبيعت زاينده است ولي اگر حريصانه و بي اعتنا به ظرفيت آن حركت كنيم ، روزگاري نه چندان دور خواهد رسيد كه اين عرصه نعمت خيز به عرصه اي برهوت تبديل مي شود .

 اظهارت اعضاي خانه معدن و برخي مسوولان وزارت صنايع و معادن و تني چند از كساني كه به بركت وجود منابع طبيعي ازمعادن آن بهره برداري مي كنند در روزنامه ها و جرايد حكايت از چه چيز مي كند ؟

اگر قرار است فعاليت هاي عمراني و ساير فعاليت ها در عرصه هاي منابع طبيعي صورت بگيرد آيا نبايد قوانين حفاظت و بهره برداري از آن بروز و پويا شود ؟

بايد توجه داشت كه قوانين و برنامه هاي طراحي شده براي حفظ و توسعه منابع طبيعي به دلايل متعدد از حساسيت ويژه اي برخوردار است و حفظ جنگل ها و مراتع براي جامعه ، مهم تر از  بهره برداري آني و مقطعي و سودآور براي بعضي هاست .

بازنگري در قوانين منابع طبيعي در راستاي حفظ ، احيا و توسعه پايدار اين منابع بوده و فرد يا نهادي از اجراي آن متضرر نمي شود.

من برخلاف دوستان معدنكاوم كه مي گويند چه بايد كرد ؟ مي گويم كه چه نبايد كرد ؟ ابتدا از اين دوستان كه تصويب كليات قانوني جامع منابع طبيعي را رسانه اي كردند تشكر مي كنم چون آنها باعث شدند عقده دل من جنگلبان كه 25 سال از عمرم را در همين منابع خون جگر خوردم و عرق جبين براي سبز شدن يك نهال ريختم باز شود و حرف هايي را بر زبان آورم.

روي خطابم با نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي است . به عنوان يك جنگلبان  كه نام يكي از شماها را بر تعرفه رايش نوشت و به صندوق آراء انداخت مي گويم و تقاضا دارم :

بيائيد پا را فراتر از تصويب اين كليات بگذاريد و راي بر استقلال اين سازمان دهيد و وزارت منابع طبيعي را احيا كنيد و كارنامه اي سبز را در دوران نمايندگي خود رقم بزنيد .

نمايندگان محترم توجه داشته باشند مشكل منابع طبيعي معدنكاوان و بهره برداري از معادن نيست ، چون عرصه منابع طبيعي وسيع است هركس راه خود رامي رود ، روزي كشاورزي هرجا و هرطور كه شد مي كارد و برداشت مي كند، روزي توسعه صنعت را بر پيكر منابع طبيعي مي كوبند ، روزي دامدار هر تعداد  دام را كه خواست در مرتع وارد مي كند ، روزي مواد و تبصره هايي براي  بهره كشي از منابع طبيعي وضع مي كنند و روزي توصيه ها و دخالت هاي مسوولان بر پيكر منابع طبيعي زخم وارد مي كند و روزي تداخل قوانين ، عدم تعيين حدود اختيارات قانوني وزارتخانه ها و سازمان ها اين منابع را تحقير مي كند .

براي مثال به تداخل قوانين مربوط به بهره برداري از معادن وقوانين مربوط به حفاظت از جنگل ها و مراتع اشاره مي كنم :

وزارت صنايع و معادن با تكيه بر يك سلسله از قوانين خود را مجاز مي داند هرگونه بهره برداري را در عرصه مراتع و حتي جنگل ها داشته باشد كه اين قوانين با قوانين حفاظت از جنگلها و مراتع مغايرت دارد يا وزارت جهادكشاورزي كه متولي اصلي همين منابع است براي بهره گيري از اراضي موات تعابير و تعاريف خاصي دارد كه بخشي از مراتع كشور را در برمي گيرد و ساير موارد ديگر كه در اين نوشتار نمي گنجد و متاسفانه دست متوليان حفاظت از اين منابع را بسته است.

نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي ، خاطر نشان مي كنم : سازمان جنگلها ، مراتع و آبخيزداري كشور سرنوشت پر فراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است و تاكنون جنگلي از قوانين و مصوبات را بخود ديده است.

بارها منحل و سپس احياء شده ، بارها بين وزارتخانه هاي مختلف پاس داده شده است و در طول اين 91 سال مديريت ها ، سوء مديريت ها ، ناآگاهي ها و فرصت طلبي هاي زيادي را ديده است كه اگر به آمار مساحت جنگل ها و مراتع مراجعه كنيد ، مي بينيد كه با چه سرعت حيرت انگيزي منابع طبيعي كشور به سوي زوال پيش مي رود . بيائيد بخاطر فرزندان خود با منابع طبيعي مهربان باشيم و راي بر وزارت منابع طبيعي بدهيم .

و اما عزيزاني كه نگراني خود را درخصوص استخراج و توليد مواد معدني ايراد داشته اند ، بايد توجه داشته باشند كه اگر قوانين جامع و پويايي در سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخيزداري كشور حاكم باشد آن دوستان بهتر مي توانند در اين عرصه فعاليت كنند و بايد اظهار داشت : در تبصره 3 ، 4، 6، 7 و 8 و ساير مواد قانوني كليات طرح بر لزوم هماهنگي فعاليت هاي معدني با مسائل منابع طبيعي و زيست محيطي تاكيد شده و تصويب اين قانون راه را بر انجام وظايف قانوني محوله به وزارت صنايع و معادن و فعاليت هاي معدني نمي بندد .

دوستان بايد عنايت داشته باشند كه منابع طبيعي پشتوانه و بستر همه فعاليت هاست و هيچكدام از ما حق نداريم نگاه حريصانه اي به منابع طبيعي داشته باشيم .

هفته منابع طبيعي در راه است،شما را با اين ابيات به كاشتن دعوت مي كنم:

اين درختان آيه هاي رحمت اند              حامي حفظ و بقاي ملت اند

پس بيا خيز و نهالي را  بكار                    تا خزان زندگي گردد بهار

این مطلب در روزنامه اعتماد ملی۷/۱۲/۱۳۸۷ شماره ۷۷۲و روزنامه محلی ندای وحدت در تاریخ۱/۱۲/۱۳۸۷ شماره ۷۷۰ و روزنامه کرمان امروز ۲۷/۱۱/۱۳۸۷شماره ۱۶۲۴ به قلم اینجانب درج شده است.

 

                                                                                                    حميد هرندي

                                                                                      كارشناس منابع طبيعي استان كرمان