من اگر یک میلیارد داشتم
من اگر یک میلیارد تومان برنده شوم و یک روز برای هزینه اش فرصت داشته باشم
فکر کنم همان لحظه نخست سکته را می زنم و خودم به جای یک میلیارد هزینه می شوم.
یک میلیارد برای کارمندی همچو من که در طول 30 سال خدمت ،مبلغی کمتر از 300 میلیون بیش نگرفته ، مبلغ غیر قابل تصوری است و اگر سکته را نزنم ،قدر مسلم چند ساعتی حتما در شوک فرو خواهم رفت.
وقت را از دست ندهم ، اگر از خوشحالی ذوق مرگ نشدم ، اگر ریا نباشد ابتدا وام ها و قرض هایم را تسویه می کنم!!! تا با فراغ بال نسبت به هزینه این پول رویایی اقدام کنم.
نخستین حرکت من پس از تسویه حساب با بانک های بدون ربای اسلامی، بخشی از شرمندگی به همسر و فرزندان و عروس هایم را جبران خواهم کرد.
به یک آژانس گردشگری خواهم رفت و برای گشت و گذار در چند کشور با همسرم اقدام خواهم کرد.
باغچه ای کوچک خواهم خرید و سبزی و تربچه و شمعدانی و اطلسی در آن خواهم کاشت ، باغچه ای رو به کوهستان که در ان کلبه ای خواهم ساخت با چندین کمد پر از کتاب که در کنار شرشر فواره هایش آنها را مطالعه بکنم.
یک کتابفروشی منحصر برپا خواهم کرد که کتاب هایش با شاخه گل رایگان فروخنه خواهد شد.
حتما فکر می کنید برنامه ای هم برای گداهای سرچهار راه دارم ، نه هرگز یک ریال به آنان نخواهم داد ، ولی یکی دو نفر را در کتابفروشی که گل هم تولید می کند ، کار خواهم داد.
نمی دانم چقدر از پول برایم باقی مانده است ، بخشی از آن را پس انداز خواهم کرد و بخشی را به حساب نوه ام خواهم ریخت.
راستی چرا این آرزوهای کوچک و به حق ، در مملکتی با دنیایی از منابع ،اینقدر رویایی شده اند !!؟
پرداختن قسط و وام ، داشتن یک باغچه و کتابفروشی که دانش و گل می فروشد ، چقدر رویایی و دست نیافتنی است؟؟
من اگر یک میلیارد برنده شوم ، تا ریال آخرش را در چشم به هم زدنی هزینه خواهم کرد .
راستی !!اگر ریا نباشد ، عصا و سمعکی خواهم خرید ، دندان مصنوعی خواهم کاشت، فرم عینکی خواهم خرید ،پروستات خودم و ترموستات ماشینم را چک خواهم کرد،باغچه رو به خورشیدم را به همسرم خواهم داد تا باز هم گل همیشه بهار در آن بکارد .
من اگر یک میلیارد برنده شوم ، گریه هم خواهم کرد.!!
اينطور غريبانه به من نگاه مكن ،