مصمم بودم در یکی از جلسات شورای شهر که روزهای شنبه هر هفته  تشکیل می شود ، حضور پیدا کنم و با حال و هوای این جلسات و  تصمیماتی که اتخاذ می شود ، آشنا شوم.

با هماهنگی که با رئیس شورای شهر به عمل آمد ،  به اتفاق دکتر ضیا الدین نیک نفس سعادت حضور در یکی از جلسات نصیبمان شد .

جلسات شورای شهر و خروجی و مصوبات این جلسات ، با زندگی روزمره آحاد مردم شهر رابطه دارد ، بعبارت دیگر مردم پشت در منتظرند تا ببینند ، منتخبین آنان در شنبه هر هفته برای رفاه ، آسایش و توسعه شهر چه تصمیماتی را بر روی کاغذ می آورند و شهرداری چه اهرم ها و بازوانی  را برای اجرای این تصمیمات در چنته دارد.

در ابتدای جلسه رئیس شورای شهر ، گزارشی از وضعیت بودجه شهرداری های کشور و همچنین بودجه شهرداری های  استان کرمان را مطرح کرد ، در این گزارش نکات قابل تأمل و تلخی به چشم می خورد  که جای تأسف و شگفتی داشت !

 در تقسیم این بودجه ،عدالت واژه گم شده ای بود که حداقل برای شهرستان محرومی مانند بافت به انصاف تقسیم نشده بود و در مقایسه با دیگر شهرستان های استان ، فقیر ترین بودجه  متعلق به شهرستان بافت بود.

به ارقام بودجه بعضی از شهرداری ها در سال 1391 که توسط علیرضا کاشانی اعلام شد ، نظری بیندازید ، تا خجالت را بر  چهره عدالت بهتر ببینیم.

به بودجه 9000 میلیارد تومانی تهران ، 5784  میلیاردی مشهد، 1065 میلیاردی شیراز، 1000میلیاردی اصفهان و 1250 میلیارد تومانی قم کاری نداریم و به بودجه نحیف 148 میلیاری شهر کرمان در مقابل رقم های دیگر استان ها هم کاری نداریم ، انچه را که با ذره بین ما دنبالش هستیم بودجه بافت است در مقابل دیگر شهرستان های استان پهناور کرمان

به بودجه شهرداری بافت و بودجه بعضی از شهرستان های استان  در سال 1391نظری بیندازید تا به یکی از دلایل عدم توسعه بافت برسید:

زرند 10 میلیارد تومان ، سیرجان 35 میلیارد تومان ، جیرفت 35 میلیارد تومان ، رفسنجان 51 میلیارد تومان  و بافت 3 میلیارد و 700 میلیون تومان ! !

بودجه بافت نسبت به سیرجان یک دهم می باشد و جالب هست بدانید از این 3 میلیارد و 700 میلیون تومان ، شهرداری مظلوم بافت باید یک میلیارد و 800 میلیون تومانش را به پرسنلش حقوق بدهد .

با یک حساب سرانگشتی مبلغی که پس از کسر حقوق کارمندان شهرداری باقی می ماند ، یک میلیارد و 900 میلیون تومان می باشد و این مبلغ بودجه برای شهرستان محرومی که حتی خیابان های اصلی آن از پیاده رو و آسفالت مطلوبی بهره مند نیست ، بسیار ناچیز و اندک است.

 از آن سو ، قیمت یک تُن قیر در حال حاضر حدود 980 هزار تومان است ، برا ی اسفالت 12 هزار متر مربع  100 تُن قیر لازم است ، یعنی برای یک خیابان به طول هزار متر و عرض 12 متر مبلغی حدود 98 میلیون تومان بودجه نیاز است ؛ البته این مبلغ فقط مربوط به تأمین قیر مورد نیاز می باشد و هزینه های نجومی دیگری نیز برای آسفالت یک خیابان 1000 متری نیاز است که کار را برای شهرداری واقعاً دشوار می کند.

ذکر این نکته نیز ضروری است : شهرستان بافت در محرومیت و عقب ماندگی سابقه ای چندین ساله دارد و اگر قرار باشد در توسعه و عمران این شهر گامی برداشته شود ، نه تنها اعتبارات این شهر باید بسان سیرجان و جیرفت و رفسنجان باشد ، بلکه برای رفع محرومیت های آن باید اعتباراتی چندین برابر این شهرستان ها به بافت اختصاص یابد تا ظرف چند سال ، شاید بشود عقب ماندگی هایش را جبران کرد. 

  به نظر من حضور در یکی از  نشست های شورای شهر برای هر شهروند بسیار لازم است ، گرچه این امکان وجود ندارد ، ولی می شود در طول سال شورای شهر یک یا دو جلسه از نشست هایش را در تالارهمایش برگزار کند و جمعی از همشهریان دعوت شوند و در جریان برگزاری این جلسات و حال و هوا و مصوبات آن قرار گیرند .

برگزاری یکی دو جلسه شورا با حضور شهروندان این حُسن را دارد که شهروندان از نزدیک در جریان مشکلات و سختی های شورا و شهرداری قرار می گیرند و از انتقادهای بی مورد دست بر می دارند و با دل و جان به کمک شهرداری و شورا می آیند.

در این جلسه شهردار بافت طی گزارشی از مشکلات شهرداری سخن گفت ، مشکلاتی که کار را واقعاً سخت می کند ، مشکلاتی که شاید بعضی از آنها با همیاری و همکاری شهروندان آسان شود ، به بعضی از این مشکلات نظری بیندازیم شاید بشود از سوی شهروندان کمکی کرد !؟

*در شهر بافت چون زیرساخت های صنعتی ، تولیدی و..در گذشته تعریف نشده و عدم توسعه در جای جای آن مشهود است ،شهرداری از ارزش افزوده ای که در سایر شهرهای توسعه یافته رقم قابل توجه ای می باشد ، محروم است و این ارزش افزوده رقمش در شهر بافت بسیارکم است.

*حجم بالای زباله های شهری به علت باغ شهر بودن شهر بافت  و انتقال زباله های دامی و کشاورزی به شهر با توجه به نزدیک بودن روستاها

*توسعه نامعقول و غیر منطقی شهر به طوری که از یک تراکم حداقل 24 نفری در هکتار بطور میانگین و 4 نفر در هکتار در شهرک های حاشیه شهر مواجه هستیم که کار خدمت رسانی را سخت می کند.

*افزایش بعضی مواد مورد نیاز شهرداری از قبیل قیر و قطعات دستگاه ها و خودرو های سنگین و عدم تأمین آن از طریق  جذب درآمدهای محلی

*کاهش درآمدهای دولتی و عدم تعادل بین درآمدها و هزینه ها

*افزایش حقوق پرسنل و جذب ناکافی درآمدهای محلی برای پرداخت حقوق پرسنل

*عدم مشارکت مردمی در سرمایه گذاری در شهر بافت

جلسه شورای شهر در آمیزه ای از صفا و صمیمت و عشق به خدمت ادامه دارد و سایر اعضای شورای شهر به ذکر مواردی اشاره کردند ، که در نوشته های دیگر به آن می پردازم .

راستی ! اگر شهر بافت را خانه بزرگ خود بدانیم ، هر کدام از ما به عنوان عضوی از این خانه چکار می توانیم انجام بدهیم ؟       حمید هرندی