جشنواره بر شما مبارک باد

میهمانان ، مهربانان  ، شما که با ما همگام شده اید تا برای درختان گردوی شهرستان بافت جشن بگیریم ، یادتان باشد گامتان را ارام بردارید ، اینجا  دیار گردو و گردوکاران است  ، اینجا نقطه ای از دیار شهرستان بافت ، شهر هوش آوران و نخبگان است ، اینجا سجاده ای از گل سرخ و برگ گردو نمایان است ، اینجا  کیسکان است.

اینجا فرصت عرضه اندام  برای درختانی فراهم شده که سالیان سال ، در این دیار ، چه سخاوتمندانه سایه گسترده اند و بذر کار و تلاش پاشیده اند .

اینجا به گرد درختان گردو ، گرد آمده ایم تا  پاسخی باشیم به زادبوم عزیزمان ایران ، که بی صبرانه  و مشتاقانه فرزندان خود را به پاکی و تجلیل از جلوه های سبز و بی نظیرش فرا می خواند.

 امروز در مقابل دیدگان شما این درختان گردو ی ما ، به پاس سالیان سالی که در اقتصاد این مرز و بوم نقش آفرین بودند ، شاد و مغرور و بی پروا از حمله خراط ها ، قد علم کرده اند وبا جسارت برای ادامه زیستن در برابر کرم خراط  شما را یاری می خواهند.

امروز در این جشن با شکوه ، شوم ترین کلمه ای که گردوهای ما از آن می رنجند و واهمه دارند ، کرم خراط است !

پس  اگر قصد دارید برای مبارزه با کرم خراط  ، راهکار خراط زدایی یدهید ، آرام این واژه را بر زبان جاری کنید که گردوهای ما در جشنواره خود  از آن نرنجند و نترسند.

دیروز گردو به من گفت : کاش آن روز که من را کاشتی و خواندی :

به دست خود درختی می نشانم      به پایش جوی ابی می کشانم ، یادت انداخته بودم که بگویی :

به دست خود درختی می نشانم     برای خراط هایش اعتباری می ستانم

گردویم کم کمک آرد برگ و باری    تا بجنگد با کرم هایش  از بی اعتباری

گردو می گفت :  شما آدم ها همیشه می گوئید :برای تمام دردها دو علاج وجود دارد ، یک گذر زمان و دیگری سکوت

ولی  گذر زمان برای ما در برابر خراط ها نابودی ما را به دنبال دارد و  سکوت  هم که سالیان  سال است که در برابر خراط ها کرده ایم  و امروز در مقابل این همه مسوول  و مهمان شما را سوگند می دهم  تن خسته من را از شر این خراط ها نجات دهید .

به گردو گفتم : کاش اوقات مهمانان را خراطی نکرده بودی ! گردو  یک سبد مغز پر از هوش و امگا و منگنز و مس و فسفرو ویتامین  به مهمانان هدیه داد و گفت :

از برم آهسته  نروید ، امروز جشن من است  ،  خراط اگر عرضه دارد امروز خودش را نشان دهد.